۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

آنچه البته به جائی نرسد فریاد است



پس از تجمع یکصد نفری روز شنبه 20 شهریور درمانگران اعتیاد در اعتراض به توزیع داروی اکسی‌کدون در داروخانه‌ها و همچنین واگذاری نظارت بر مراکز ترک اعتیاد به  بسیج  جامعه پزشکی، در برابر وزارت بهداشت  که پس از ۳ ساعت با حضور مسئولین ارشد وزارت بهداشت در جمع پزشکان و تشکیل جلسه با نمایندگان آنها به پایان رسید.بار دیگر و البته اینبار تجمعی هزار نفری برگذار شد که علاوه بر امدادگران پزشکان نیز به آزادسازی قرص شبه هرویین اکسی کدون که یکی از اعتیادآورترین قرص‌های مخدر در امریکاست معترض بوده و خواستار جلوگیری از در دسترس قرار گرفتن جوانان،  پیرو این واگذاری شده‌اند.

در خبرها بود  که وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی چندی پیش طی قراردادی ۲ میلیاردی نظارت بر مراکز درمان اعتیاد را به بسیج جامعه پزشکی واگذار کرده است که این واگذاری با مخالفت گسترده پزشکان درمانگر اعتیاد روبرو شد.

پزشکان معتقدند این واگذاری مغایر با سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب در حوزه سلامت است که سال ۹۳ ابلاغ گردیده. چندی پیش  نزدیک به 4هزار و 400 درمانگر اعتیاد طی نامه‌ای به رییس جمهور نسبت به تعطیلی قریب‌الوقوع بیش از ۷ هزار مرکز درمان اعتیاد هشدار داده بودند.

تجمع‌کنندگان  امروز همچنین نسبت به در معرض خطر قرار گرفتن افشای اسامی بیماران اعتیادی پیرو ابلاغیه جدید وزارت بهداشت مبنی روی سامانه قرار دادن اسامی این بیماران اعتراض کرده  زیرا براین باورند که افشای اطلاعات 780 هزار بیمار اعتیادی، یعنی آسیب غیرقابل جبران به حیثیت نظام، عدم اعتماد مردم و نابودی کامل سیستم درمان اعتیاد کشور والبته بحران امنیت ملی در کشور.

گفتنی است این درمانگران معتقدند چک لیستی که  از سوی وزارت بهداشت برای نظارت بسیج آماده شده همچنین  مبنایی است برای:

 تعطیلی بیش از ۷ هزار مرکز درمان اعتیاد

 بیکاری بیش از ۵۰ هزار کارشناس درمانی

 رهاسازی درمان نزدیک به ۷۸۰ هزار بیمار در سراسر کشور.

همچنین با توجه به حضور امروز  دکتر علی نوبخت رئیس کمیسیون بهداشت در جلسه کمسیون بهداشت و درمان،  تجمع‌کنندکان نامه‌ای را برای وی و هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی ارسال کردند که در ادامه مشروح آن را میخوانید:

 جناب آقای دکتر نوبخت

رییس محترم کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم 

احتراما، به استحضار می‌رساند، اخیرا قراردادی فی مابین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بسیج جامعه پزشکی دایر بر واگذاری نظارت بر مراکز درمان اعتیاد کشور به بسیج جامعه پزشکی، با مبلغ حدود بیست میلیارد ریال، منعقد شده است که از جهات متعددی محل اشکال است:

الف- حقوقی

این قرارداد اقدام به برونسپاری غیرقانونی امر حاکمیتی نظارت بر مراکز درمان اعتیاد کشور نموده که خلاف نص صریح ماده 7  سیاست‌های کلی سلامت ابلاغی مقام معظم رهبری و بند الف ماده 8 و ماده 9  قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب مجلس شورای اسلامی از نظر عدم امکان برونسپاری امر حاکمیتی نظارت و نیز مغایر ماده 17 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 38 برنامه توسعه پنجم از نظر رعایت مقدمات واگذاری، شامل ترتیبات قانونی و خلاف ماده 38 قانون برنامه پنجم توسعه، از نظر ایجاد بار مالی جدید است.

دستورالعمل نظارتی این طرح در تعارض با قوانین جمهوری اسلامی از باب محرمانگی اسرار بیمار، مداخله در امر درمان و نیز ناقض موارد متعدد پروتکل کشوری درمان اعتیاد است. به گونه‌ای که دستکم 45 درصد دستورالعمل نظارتی فوق، مغایر قوانین مملکتی، شئون حرفه‌ای پزشکی و اصول فنی درمان اعتیاد کشور است. این دستورالعمل به نحوی تنظیم شده است که منجر به تعطیلی کلیه مراکز می‌شود.

ب- امنیتی

ورود بسیج به مراکز درمان اعتیاد کشور و دسترسی به پرونده و اوراق هویتی و محرمانه بیماران، منجر به امنیتی شدن فضای درمان اعتیاد در اذهان بیماران و طبعا خروج ایشان از چرخه درمان و آسیب‌های اجتماعی و جرائم مرتبط خواهد شد (علیرغم رویکرد سیاست ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه مبارزه بامواد مخدر و کاهش آسیب.)

اجرای این طرح در سراسر  کشور باعث خروج هفتصد و هشتاد هزار بیمار اعتیادی از درمان، پرونده سازی و تعطیلی هفت هزار مرکز درمان اعتیاد، بیکاری پنجاه هزار پزشک و کارشناس درمان اعتیاد و در نهایت گسترش اعتیاد و تقویت قاچاق مخدر و و مافیای داروهای مخدر می‌شود که در این راستا4 هزار و 400 پزشک سراسر کشور، طی نامه‌ای از رئیس جمهور محترم نیز، طلب مساعدت نموده‌اند(نامه مذکور به پیوست تقدیم شده است)

لازم به توضیح است که معاونت درمان وزارت بهداشت طی نامه‌ای به تاریخ 2/6/1395 دستور ثبت اطلاعات بیماران مراکز درمانی در سامانه‌ای اینترنتی را داده است. تاکید بر ثبت کامل نام و شماره ملی بیماران (که مغایر ماده 648 قانون مجازات اسلامی، ماده 4 آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات حرف پزشکی ومواد 6و7 منشور حقوق بیمار جمهوری اسلامی ایران است) در سامانه اینترنتی مذکور، با توجه به خطر هک این سامانه (نظر به تجربیات ایرانسل و…) می‌تواند منجر به افشای اطلاعات 780 هزار بیمار اعتیادی، آسیب غیرقابل جبران به حیثیت نظام، عدم اعتماد مردم و نابودی کامل سیستم درمان اعتیاد کشور والبته بحران امنیت ملی در کشور شود.

همچنین سازمان غذا وداروی وزارت بهداشت علی‌رغم مصوبه کمیته درمان کشوری(تابستان 94) دال بر مخالفت با توزیع داروخانه‌ای داروهای اکسی کدون وبوپره نورفین –نالوکسان،اخیرا اقدام به صدور مجوز توزیع داروخانه‌ای این داروها نموده که با توجه به سابقه و اپیدمی اعتیاد به اکسی کدون در آمریکا وسپس سایر کشورها در اوایل قرن حاضر و مشکلات وسیع حاصله، همچنین تجربه اعتیاد تزریقی به بوپره نورفین-نالوکسان در کشورهای مختلف (مانند تجربه 2001تا 2006 مالزی در توزیع داروخانه‌ای بوپره نورفین –نالوکسان بویژه با بسترهای اجتماعی مشابه از جمله دسترسی راحت به بنزودیازپین‌ها و هرویین وگسترش فاجعه‌آمیز تزریق این دارو که منجر به جمع‌آوری آن از داروخانه‌ها شد وتجربیات مشابه در برخی ایالت‌های هند و….) می‌توان انتظار اپیدمی اعتیادی این داروها را بویژه درمیان جوانان داشت (توجه به پیشینه توزیع داروخانه‌ای ترامادول و فاجعه ماحصل و نشت بنزودیازپین‌ها، دیفنوکسیلات، و نیز وضعیت مقاومت آنتی بیوتیکی در کشور موید خطر جدی نشت فاجعه‌آمیز این داروهاست.

لذا خواهشمند است دستور توقف اجرای طرح‌های فوق را جهت کارشناسی بیشتر و بررسی طرح‌های جایگزین، صادر فرمائید.

  با تجدید احترام 

دبیر کانون سراسریانجمن های صنفی درمانگران اعتیاد ایران

   دکتر کمال سبکتکین

در جمهوری اسلامی آنچه البته به جائی نرسد فریاد است

از آنجا که گوش شنوائی در میان مسئولین کشور وجود ندارد و کسی پاسخگو نیست سونامی اعتیاد جوانان و نوجوانان و حتی کودکان ایرانی بطور چشمگیر رو به افزونی است و پاسخگوئی هم در میان این جمع نیست.

یک هفته  قبل از این تجمع هزارنفری یونس محمدی فرماندار املش در جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر شهرستان املش به صراحت اعلام کرد که: اعتیاد به موادمخدر در رأس تهدیدهای اجتماعی قرار گرفته است، وی  در ادامه افزود سه درصد جمعیت 15 تا 64 سال کشورمان، به مصرف مواد مخدر و روان‌ گردان‌ها اعتیاد دارند. 

میزان وخامت وضعیت اعتیاد را میشود از بیانات آقای سعید صفاتیان  رئیس کارگروه کاهش تقاضای مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه با خبرنگار ایلنا سنجید آنجا که میگوید: آموزش و پرورش آمار دانش‌آموزان معتاد را اعلام کند/ با کتمان، کاری از پیش نمی‌رود 

۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

دریافت جریمه یک میلیون تومانی از دانشجوی روزانه شریف!



در ادامه  تجمع روزهای گذشته دانشجویان دانشگاه های صنعتی ارومیه، اصفهان و تربیت مدرس امروز نیز دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به اجرای قانون سنوات اعتراض کردند.
براساس ماده 15 آیین‌نامه تحصیل در دوره‌های کارشناسی وزارت علوم، سنوات مجاز تحصیل در مقطع کارشناسی پیوسته ۴ سال است که بنا بر تشخیص دانشگاه، می‌تواند تا دو نیمسال افزایش یابد. در ماده ۱۳ آیین‌نامه مصوب سال ۹۱ هیات امنای دانشگاه شریف هم آمده است که حداکثر مدت مجاز تحصیل در دوره‌های کاردانی و کارشناسی ناپیوسته ۲ سال و در دوره کارشناسی پیوسته ۵ سال است اما این قوانین در برخی دانشگاه‌ها  بر مبنای تبصره و ماده هائی که بدان افزوده گردیده نقض شده است؛ به طور مثال در دانشگاه شریف، مسئولان تصمیم گرفته‌اند؛ ترم پنجم کارشناسی ارشد و دکتری را از مدت سنوات مجاز حذف کنند و با اعمال جرائمی مثل کاهش نمره، افزایش هزینه اسکان، اخذ شهریه  آنها را تحت فشار قرار دهند! و به همین دلیل دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک سابق) از صبح امروز و در مقابل زمین چمن این دانشگاه تجمع کرده اند ودانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نیز ساعت ۱۲ ظهر امروز در مقابل سلف این دانشگاه اعتراض خود را درخصوص اجرای قانون سنوات به مسئولان این دانشگاه اعلام خواهند کرد.
این دانشجویان اعلام میدارند که در بسیاری از موارد، تمام کردن دوره کارشناسی در چهار سال و دوره کارشناسی ارشد طی  دو سال امکان پذیر نیست زیرامعمولا برخی  از دروس تنها یک بار در سال ارائه می شوند و تحقیق یک دانشجو ممکن است طول بکشد، و یا دانشجو به دلیل برخی مشکلات نتواند در طول دوره مشخص شده در همه دروس قبول شود.
دانشجویان همچنین به اقدام عجیب دیگری که  از سوی مسئولان دانشگاه ضورت گرفته اعتراض دارند. امسال دانشگاه صنعتی شریف ثبت‌نام دانشجویی را که تحصیلش به ترم 5 کشیده شده است را به شرطی انجام میدهد که او رقم جریمه‌ای معادل یک میلیون تومان به پردازد؛ یعنی دانشجو ابتدا باید آن جریمه را پرداخت نماید تا بتواند در ترم جدید ثبت‌نام کند. آنهم در شرایطی که دانشجوی مورد نظر، دانشجوی روزانه ” دانشگاه دولتی ” صنعتی شریف است! یعنی درخواستی متضاد با ماده 15 آیین‌نامه تحصیل در دوره‌های کارشناسی وزارت علوم.
از اینرو و  بر اساس همین شرایط ایجاد شده است که گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک سابق) و نیز دانشگاه شریف د دست به اعتراض و تجمع زده ند.
دانشجویان شهید بهشتی نیز روز گذشته در اعتراض به معضلات خوابگاه تجمع کردند، در شرایطی که متاسفانه بسیاری از دانشجویان این دانشگاه بدون اسکان و در تهران سرگردانند!
آقای معتمدی رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر میگوید دانشجویان در دوره کارشناسی می‌توانند حتی تا ۱۰ ترم در دانشگاه بمانند و اخراج ‌نشوند، اما دانشجویی که دوره تحصیلش بیش از موعد مقرر طول می‌کشد، باید هزینه‌هایش را خودش بپردازد.
ایشان در ادامه این پرسش را مطرح میکنند که: “در بحث خوابگاه‌ها کدام یک از اولویت برخوردارند؟ کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند و یا کسانی که ۹ ترم در تهران بوده‌اند؟ و سپس در مقام پاسخ به پرسش خود می افزایند: اگر بخواهیم حقی قائل شویم، افرادی که ورودی جدید هستند واجب‌ترند. اما نمی‌توانیم مدت زیادی خوابگاه در اختیار آنها قرار دهیم.”
این سخنان در حالی بیان میشود که دانشجویان طی بیانیه ای ضمن برشمردن مشکلات خود نسبت به « رواج مدرک‌گرایی»  هشدار داده و اعلام میدارند: در حالی که دانشجو با پرداخت هزینه‌های پروژه و هزینۀ  دوبرابری خوابگاه و تغذیه نیز با مشکل کمبود بودجه دست‌ به گریبان است، تبدیل دانشگاه به یک بنگاه اقتصادی باعث عقب‌نشینی دانشجویان از موضع علمی خود شده،  رواج مدرک‌گرایی  را سبب می‌گردد تا بتواند زمان تحصیل خود را کاهش دهند.
آقای محمد رضانیک بین، مسئول خوابگاه های دانشگاه شهید بهشتی نیز ضمن برشماری مشکلات خویش میگوید:
در سال تحصیلی 95-94 امکان واگذاری خوابگاه متاهلی به هیچ یک از مقاطع مقدور نیست!
 امسال هیچگونه خوابگاهی به دانشجویان دختر در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا تعلق نمی‌گیرد!
خوابگاه فقط به داوطلبان گروه های ریاضی و علوم انسانی و زبان در سهمیه منطقه یک به پذیرفته شده گان تا رتبه 2 هزار و در سهمیه ها سایر مناطق تا رتبه هزار تعلق می گیرد.
در گروه تجربی در کلیه سهمیه ها به پذیرفته شده گان تا رتبه زیر هفت هزار 500 خوابگاه تخصیص می یابد!
با افزایش پذیرش دانشجو در سال های اخیر  هم با مشکل خوابگاه مواجه هستیم.!
ناگفته نماند که تجمعات دانشجویی در اعتراض به قانون سنوات از دانشگاه تربیت مدرس آغاز شد؛ ماه گذشته بود که دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در بیانیه‌ای اعلام کردند پیرو اجرای بی سابقه و شتابزده قوانین سنواتی و فشار جریمه‌های مالی اعتراض دارند. این دانشجویان از مسئولان خواستند که دانشجویان ترم پنجم کارشناسی ارشد و ترم نهم دکتری را مشمول قوانین سنواتی ندانند و جریمه‌های سنواتی را از ترم ششم کارشناسی ارشد و ترم دهم دکترا اعمال کنند زیرا تنها دانشجویان در به تعویق افتادن دفاع از رساله پژوهشی مقصر نیستند بلکه عواملی به ویژه کمبود منابع کتابخانه‌ای آزمایشگاهی و فراهم نبودن امکانات لازم برای دفاع لازم از رساله و پایان نامه نیز در این امر دخیل‌اند.

۱۳۹۵ شهریور ۲۰, شنبه

آزادى زن از نگاه سيمين بهبهانى



درک آثار سیمین بهبهانی ، شاعر توانا و ستارهُ درخشان ادبیات معاصر فارسی، درک هرچه بهتر و دقیق تر ایران امروز است. او نمایی همه جانبه و مینیاتوری از کشورش ارائه می دهد و با آمیزه ای از مهر و درد آلام و آرزوها، امیدهای بر باد رفته و مقاومت های خلاقانۀ مردم را بن مایه اشعارش می کند. هنر او که هم والاست وهم مردمی هم محلی است و هم جهانی، تجدد را خانگی می کند و مفاهیم به ظاهر ناهمگون شرق و غرب را با هم آشتی می دهد.در ورای تلاطمات جنگ و استبداد و به خاطر عشق عمیقش به آزادی و عدالت و احترامش به شاُن انسانی هموراه حق می طلبد و حق می گوید. از زورگویی و ستمگری شکوه می کند و از مرگ آزادی سخن می گوید. از فساد و ریا شکوه می کند و درعین حال به زبانی زیبا و بی پروا از عشق می نویسد.
اشعار بهبهانی روایتی است منظوم و دقیق از یکی از چالش برانگیزترین ادوار تاریخ ایران. زندگی ادبی این بزرگ بانوی شعر فارسی شاهد تلاطمات متعدد فرهنگی و سیاسی بوده است. ولی در جهان رنگین کمانی بهبهانی هیچ چیز سیاه وسفید مطلق نیست، مگر سیاهی رنگ جوهرش بر سپیدای کاغذش همچنانکه قطره ای خون بر روی برف سپید.
بهبهانی هرگز مسحور گرایش و اندیشه ای خاص و پایبند این گروه یا آن فرقه نبوده است. زیر علم و کتل هیچ حزبی نرفته است و نیتش تنها گفتن حقیقت و ترسیم واقعیات بوده است. از همین رو حتی آن اشعاری که معلول و متاثر از وقایع زمان و دوره ای خاص است از زمان ومکان فراتر می رود و مفهومی عمومی و انسانی پیدا می کند. بیداد و ارعاب و تبعیض و تعصب را بر نمی تابد و به کرامت انسانی حرمت و احترام می گذارد.
 بهبهانی بانویی متاهل وهمسری همگام و همراه، مادری وفادار و دبیری با کوله بار بیست ونه سال کار است.
بی سبب نیست که دو بار نامزد دریافت جایزه نوبل بوده است و جوایز زیر را نیز از آن خود کرده است
۲۰۱۱ – جایزه میراث بنیاد فرهنگ
۲۰۰۹ – ملک الشعرا (mtvU)
۲۰۰۸ – جایزه بیتا – ادبیات و آزادی – دانشگاه استنفورد
۲۰۰۸ – جایزه پژوهشگر برجسته -انجمن استادان و پژوهشگران ایرانی
۲۰۰۷ – برندهٔ  جایزهٔ  آزادی  بیان از اتحادیه نویسندگان نروژ
۲۰۰۶ – نامزد جایزهٔ  نوبل در فرهنگ ادبیات
۲۰۰۴ –  جایزه کتاب لطیفه یارشاطر
۱۹۹۹ – برندهٔ  مدال کارل عون اسیتزکی (Carl von Ossietzky)
۱۹۹۸ – دریافت کننده جایزه Human Rights Watch/Hellman-Hammet
۱۹۹۷ – نامزد  جایزهٔ  نوبل  در فرهنگ ادبیات
هر چند بهبهانی نسبت به گروه بندیهایی که او را «شاعر زن» یا «فمینیست» می نامند اعتراض داشته است ولی برخی از نهان ترین و لاجرم نادیدنی ترین زوایای نابرابری جنسی دراشعارش به چالش گرفته شده است. اوازآغاز کار هنری خود تا به امروز با زن ستیزی عمدی و ناخودآگاه به مخالفت پرداخته است و تبیعض جنسی را که عواقبش گریبانگیر مرد و زن است به پرسش کشیده است. یکی از اساسی ترین نبردهای او مقاومت در برابر جداسازی دنیای زن ومرد بوده است.
برای قرن ها، دیواری نمادین فضا را درایران به دو بخش اندرونی/بیرونی تقسیم کرده بود وعرصه های عمومی را مختص مردان دانسته بود. تمایزی اساسی و شناخت شناسی میان دنیای زن ومرد وجود داشت. زن خوب، فرمانبر، پارسا، آفتاب مهتاب ندیده و زن ناشزه، یعنی زن نافرمان و خاطی پا از گلیم خود فراتر می گذاشت. بهبهانی چنین جدایی میان دنیای زن و مرد را چه در زندگی روزمره و چه در صحنهٌ ادبیات نپذیرفته و آزادی رفت و آمد را حق مسلم زن و مرد دانسته. برای بهبهانی نتیجهٌ تحرک زنان و دستیابی آنها به عرصه های عمومی هرج و مرج و بی بند و باری نبوده. مفاهیم اخلاقی ودیر پا همچون نجابت، حجب و حیا، شرم و ناموس ملازم با غیبت زنان از عرصه های عمومی شمرده نشده است. بر عکس، او هرگز حاشیه نشینی نیمی از جامعه را نپذیرفته و اندیشه خلاق را در خدمت یک خانه تکانی فرهنگی و ادبی نهاده است.
پرواز و بیمرزی جان و لب کلام آثار بهبهانی است. یعنی او با جیره بندی فضا و تسلط انحصاری مردان بر عرصه های عمومی به ستیز برخاسته است. اگر پرنده و پرواز در اشعار اکثر زنان شاعر ایرانی در صد سال گذشته نقشی محورین ایفا کرده، در اشعار بهبهانی کولی رخ می نماید و در هیچ مدار بسته ای محبوس نمی ماند. کولی بهبهانی پیوسته در حرکت و خانه به دوش است. از دهی به دهی، از شهری به شهری و از دیاری به دیار دیگر سفر می کند. در پرده نمی نشیند و در پرده سخن نمی گوید. صدایی رسا، زبانی دراز و پایی تیز دارد.
اگر واژهٌ کولیگری نزد ما ایرانیان به معنی غرشمالی و ارقگی و به قول دهخدا مترادف با “زن بی شرم، بسیار سخن و دشنام، پر داد و فریاد، سلیطه، آپاردی و فاحشه” است، کولی بهبهانی مهاجری ازلی و نماد تجدد و تحرک است. سیمایی توانمند و مبارز دارد. بر سرنوشتش حاکم است. تخته بند خانه نیست. استقلالی محصور ناشدنی دارد. در پستو نمی ماند. زندانی معانی و ارزش های آرمانی نیست. می خواند. می رقصد. بر یال اسبش به فضاهای ممنوع راه پیدا می کند.
کولی بهبهانی، همچون خود او، مرز شکن است و مرز پیما. راکد نمی ماند. تنفس هوای مانده ملولش می کند. الفتی با حصار و رکود ندارد. در جریان است و همچون باد صید نا شدنی.
ولی اشتیاق بهبهانی به زندگی در جامعه ای آزاد که به کرامت انسانی ارج می نهد زن و مرد نمی شناسد. از همین رو مجموعهٌ آثار او را می توان حماسهُ ملتی دانست که در جستجوی آزادی و آزادگی است. ملتی که از جنگ و ارعاب و ستمگری به ستوه آمده است. ملتی که در جستجوی صلح و صفا و زیبایی است. ملتی که همواره ایمان داشته قلم توانمند تر از شمشیر است و بانک عدالت خواهی و حق طلبی خود را لاجرم در اشعار شاعر محبوبش به گوش جهان رسانده است.

۱۳۹۵ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت اعدام شدند


مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت محکوم ‌به اعدام اعلام کردند برای تحویل جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنید.
ساعاتی پیش مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده زندانیان اهل سنت اعلام داشته اند که برای دریافت جسد زندانیان به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند.
صبح امروز مسئولین قضایی با تماس با ۲۰ خانواده زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند تا ساعت سه بعدازظهر امروز فرصت دارند تا برای آخرین ملاقات به زندان رجایی شهر مراجعه کنند؛ اما به نظر می‌رسد با سپیده‌دم امروز حکم آن‌ها اجراشده بود.
لازم به ذکر است که زندانیان محبوس در قرنطینه این زندان شاهد جابجایی هفت تابوت بوده‌اند.
خانواده ۲۰ تن از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام با دریافت تماس از مقامات قضایی به‌طرف شهرستان کرج راه افتاده‌اند تا برای آخرین بار با عزیزان خود دیدار کنند.
شب گذشته نیروهای گارد سیاه‌پوش زندان رجایی شهر در اقدامی بی‌سابقه با یورش به ۳۶ تن از زندانیان سنی مذهب محکوم‌به اعدام ساکن در سالن ۱۰ این زندان را با دستبند-پابند و چشم‌بند با تدابیر شدید امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل کرده بودند.
صبح امروز مسئولین قضایی نیز با تماس به خانواده شهرام احمدی گفتند تنها به یکی از والدین وی اجازه آخرین ملاقات را خواهند داد.
ﮐﺎﻭه ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭه ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ، ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ، ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از زندانیان اهل سنت محبوس در زندان رجایی‌شهر هستند که حکم اعدام‌شان به دایره اجرای احکام رفته است.
همچنین حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت، ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوان‌عالی کشور در دست بررسی است و هنوز تایید نشده است.

اعتصاب ۱۸ روزه کارگران مهابادی نتیجه داد


تجمع ۱۸ روزه طلبکاران مجموعه کشت و صنعت مهاباد در حالی به پایان رسید که مرغداران متحصن با دریافت چک هایی از سوی سرمایه گذار جدید این مجتمع تا پایان نیمه اول سال ۹۶ به مطالبات خود می رسند.
مجموعه کشت و صنعت مهاباد یکی از مهمترین واحدهای تولیدی صنعتی منطقه به شمار می رود که پس از واگذاری به بخش خصوصی در سال ۸۶ با بحران مدیریتی روبرو شد. به صورتی که از آن تاریخ به بعد مدیران توانایی عمل به تعهدات خود در پرداخت حقوق و حق بیمه کارگران، مالیات، قبوض برق و گاز و اقساط وامها و تسهیلات دریافتی توسط این شرکت را نداشتند و عملا از سال ۹۰  به بعد این شرکت به صورت نیمه تعطیل به فعالیت خود ادامه داد.
حراج قسمت عمده ای از املاک این شرکت توسط مدیران متخلف و مصادره بخش دیگر اموال کشت و صنعت مهاباد به وسیله بانک ها و طلبکاران و بلاتکلیفی کارگران این مجموعه نتیجه کارنابلدی مدیران تهران نشین کشت و صنعت مهاباد بود.
دسته ای از مرغداران طلبکار با همراهی کارگران این مجتمع بارها در مقابل ساختمان این شرکت، فرمانداری و اداره کار این شهرستان تجمع کردند اما هرباره با وعده های متعدد مدیران و مسئولان شهرستانی برای احقاق حقوقشان روبرو می شدند در نهایت در اواسط تیرماه گذشته ۸۳ تن از مرغداران با تجمع در مقابل شرکت کشت و صنعت واقع در جاده مهاباد ارومیه مانع فعالیت کشتارگاه دام و طیور این مجمتع به عنوان تنها بخش فعال کشت و صنعت مهاباد شدند.

مریم نقاش زرگران به اعتصاب غذای خود پایان داد



روز یکشنبه دهم مردادماه ۱۳۹۵، مریم نقاش زرگران، نوکیش مسیحی، با قول مساعدت مسئولین به اعتصاب غذای خود پایان داد.
مریم نقاش زرگران که از روز شنبه ۱۹ تیر ماه در اعتراض به جلوگیری نهاد های امنیتی از آزادی مشروط، دست به اعتصاب غذا زده بود، روز یکشنبه دهم مردادماه، با قول مساعدت مسولین مبنی بر رسیدگی به پرونده به اعتصاب غذای خود پایان داد. این زندانی عقیدتی پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا با توجه به سابقه بیماری هم اکنون در وضعیت وخیم جسمانی قرار داشته و نیاز به رسیدگی درمانی دارد.
گفتنی است که مریم نقاش زرگران، پس از ۱۱ روز اعتصاب غذا، روز دوشنبه ۱۷ خردادماه با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی به مرخصی درمانی اعزام و در هفتم تیرماه در پی عدم تمدید مرخصی به زندان اوین بازگشت.
مریم نقاش زرگران، ۳۵ ساله، در اوایل زمستان سال ۱۳۹۱ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» توسط نیروی انتظامی احضار و به مدت سه روز در بازداشت موقت در بازداشتگاه پلیس امنیت مستقر در خیابان وزراء نگهداری می‌شود. هم‌زمان با بازداشت وی نیروهای امنیتی به منزل وی یورش برده و بعد از تفتیش منزل، وسایل شخصی و کتاب‌های مربوط به دین مسیحیت را ضبط می‌کنند. وی پس از انتقال به زندان اوین به مدت ۱۹ روز مورد بازجویی قرار می‌گیرد و سپس با تودیع وثیقه آزاد می‌شود.
خانم نقاش زرگران در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» به چهار سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره عیناً توسط دادگاه تجدیدنظر تائید می‌شود. وی از تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۹۲ در بند نسوان زندان اوین در حال سپری کردن حکم می‌باشد.

۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

دختر زیبای ۵ ساله کارگر ساختمان



به علت فقر مالی این دختر بچه روزانه ۸  ساعت به همراه پدرش در ساختمان‌های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند.
پدر این دختر بچه –یگانه – می‌گوید: چون کسی را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن ۶ ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.
او می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه ۱۰۰ هزار تومان اجاره می‌دهد.
پدر یگانه می‌گوید: به دلیل اینکه یگانه را روزها سر ساختمان می‌آورم، او نیز پا به پای من کار می‌کند و فعالیت‌های سبکی همچون حمل‌ کیسه‌های مصالح ساختمانی را انجام می‌دهد. او می‌گوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.
این کارگر کوچک ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکت‌های ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایدار از خانواده‌اش حمایت مالی کنند.
متن زیرگفت‌وگو با این کودک ۵ ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.
یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.
خانه‌تان کجاست؟
خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.
چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.
چه درخواستی از مسوولان داری؟
پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداریم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.

سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است .

 سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است سازمان دیدبان حقوق بشر روز پنجشنبه در بیانیه‌ای از “تشدید سرکوب وکلا” در ایران خبر داد. این ساز...