۱۳۹۶ مرداد ۲, دوشنبه

صدور حکم اعدام و شلاق برای دو متهم در تهران

فردی که در جریان درگیری با‌ همسرش او را کشته بود در دادگاه کیفری تهران محاکمه شد و قضات دادگاه به علت رضایت خانواده مقتول او را به ۱۵ سال حبس به اتهام «اخلال در نظم عمومی جامعه» و هشتاد ضربه شلاق به اتهام «شرب خمر» محکوم کردند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از رکنا، نوزدهم مهرماه، سال ۹۱ خانواده‌ای با مراجعه به اداره آگاهی در تهران از گم‌شدن دختر جوان‌شان به نام سیمین خبر دادند که با گذشت یک هفته جسد این زن جوان در سطل زباله‌ای در بلوار فردوس پیدا شد و کارآگاهان توانستند از طریق ردیابی گوشی به سرقت رفته سیمین، مرد جوانی به نام اکبر ۳۵ ساله را شناسایی کنند.
هفته گذشته این مرد در شعبه هشتم دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغرزاده و مستشاری  قاضی توکلی تحت محاکمه قرار گرفت و در آغاز خانواده مقتول در قبال دریافت ۵۰ میلیون تومان دیه حاضر به گذشت شدند و سپس متهم از نظر جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
آنگاه متهم پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود به قضات گفت: «شب حادثه من و سیمین مشروب خورده بودیم که ضمن مشاجره‌ای سیمین با چاقوی میوه‌خوری مرا زخمی کرد و من هم که حالت عادی نداشتم چاقو را از دستش گرفتم و به شکمش زدم بعد هم متوجه شدم او مرده است.»
قضات در پایان محاکمه با توجه به رضایت اولیای دم و گذشت از حق قصاص این متهم را به اتهام اخلال در نظم عمومی جامعه به واسطه قتلی که مرتکب شده بود به ۱۵ سال حبس و به دلیل شرب خمر به ۸۰ ضربه شلاق محکوم کردند.
صدور حکم اعدام برای یک متهم در تهران
به گزارش رکنا، مردی که متهم به قتل دوست صمیمی‌اش بود در شعبه یازدهم دادگاه کیفری تهران، به اعدام محکوم شد.
متهم مردی بود که به اتهام قتل دوست صمیمی­اش پای میز محاکمه حاضر شد. میثم ۲۵ساله پانزدهم بهمن­ماه سال ۹۵ از سوی مأموران کلانتری ۱۱۱ شهید قدوسی بازداشت شد. متهم بعد از اقرار به جرمش در توضیح ماجرا گفت: «دو سال از زندگی مشترک با همسرم می­گذشت که متوجه شدم مرد غریبه­ا‌ی به او پیامک می­دهد و مزاحم او می­شود. از همسرم خواستم توضیح دهد اما طفره می­رفت تا اینکه روزی تلفن همراهش را کنترل کردم و متوجه شدم اسم مرد مزاحم سهیل است. از آنجائیکه نام دوست صمیمی­ام سهیل بود و با هم رفت و آمد داشتیم به او مظنون شدم. از این موضوع به همسرم حرفی نزدم. روزی با مقتول قرارگذاشتم و موضوع را به او گفتم. سهیل گفت اشتباه می­کنی اما خیلی عصبانی بودم و با چاقو به سینه او زدم و فرار کردم.»
متهم در ادامه گفت: «بعد از قتل پیش یکی از دوستانم رفتم. او می­خواست به ارومیه برود به همین خاطر از او خواستم همراهش شوم که قبول کرد. بعد از ارومیه قصد فرار به خارج از کشوررا داشتم که در مرز بازرگان شهر ماکو دستگیر شدم.»
این پرونده بعد از کامل شدن بررسی‌ها به شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در  اولین جلسه رسیدگی به پرونده به ریاست قاضی ‌متین راسخ متهم بعد از درخواست قصاص از سوی اولیای دم در جایگاه حاضر شد و بعد از شرح ماجرا از خودش دفاع کرد. در پایان هئیت قضایی متهم را بنا به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کرد.

۱۳۹۶ تیر ۳۱, شنبه

ثبت احوال: ۱۰ دختر در هفت شهر خراسان رضوی در سن زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند

پمدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری خراسان رضوی گفت “به گزارش ثبت احوال تنها ۱۰ دختر در هفت شهر خراسان رضوی در سن زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند و ازدواج ۲۷ پسر زیر ۱۵ سال نیز ثبت شده است که باید تلاش شود این آسیب‌ها به حداقل برسد”. وی افزود “بر اساس یک پژوهش در هفت استان کشور در حوزه ازدواج کودکان، خراسان رضوی در بین آن‌ها بدترین شرایط را دارد”.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، فرشته سلجوقی امروز، ۲۲ تیرماه، در سمینار تخصصی «آسیب‌شناسی ازدواج کودکان در مشهد»، با اشاره به اینکه آمارهای ارائه شده در کودک‌آزاری بسیار غیر واقعی است، عنوان کرد: “بر اساس آمار بهزیستی میزان کودک‌آزاری در سال گذشته ۹۴ مورد است، اما آیا ۹۴ مورد کودک‌آزاری در یک سال بیانگر واقعیت‌های حوزه کودکان است؟ قطعا نیست البته در همین آمار خشونت علیه دختران، دو برابر پسران است”.
وی خاطرنشان کرد: “به گزارش ثبت احوال تنها ۱۰ دختر در هفت شهر خراسان رضوی در سن زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند و ازدواج ۲۷ پسر زیر ۱۵ سال نیز ثبت شده است که باید تلاش شود این آسیب‌ها به حداقل برسد”.
مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری خراسان رضوی با بیان اینکه در سال‌های گذشته گام‌های موثری در راستای احقاق حقوق کودکان برداشته شده است،  اظهار کرد: “امیدواریم که واقعه دردناک ستایش‌ها، آتناها و کیاناها که وجدان جامعه را زخمی کرده آنچنان به حرکت درآورد که دیگر شاهد چنین فجایعی در حوزه کودکان نباشیم”.
سلجوقی با بیان اینکه آسیب‌های اجتماعی آتشی است که خشک و تر را با هم می‌سوزاند، تصریح کرد: “اگر همه ما تصمیم گرفته و در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی با هم همکاری کنیم و به این مسئله ایمان داشته باشیم بدون تردید می‌توانیم گام‌های موثری در این زمینه برداریم بنابراین باید همه بخش‌ها به ویژه دولتی شرایط را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی و غیردولتی در این امور تسهیل کنند”.
وی با اشاره به مهم‌ترین مشکلات موجود در موضوع ازدواج کودکان، خاطرنشان کرد: “محرمانه محسوب شدن بسیاری از آمارهای موردنیاز در حوزه کودکان در بخش‌های حاکمیتی یکی از معضلات و چالش‌های جدی است در این حوزه است”.
مدیرکل دفتر امور زنان و خانواداه استانداری خراسان افزود: “ممکن است بسیاری از آمارها را برای جلوگیری از تشویش اذهان رسانه‌ای نکنیم، اما چرا نباید اطلاعات در اختیار بخش‌های مرتبط دولتی و خصوصی فعال در این حوزه قرار گیرد و تشکل‌هایی که به‌خوبی در این زمینه فعالیت می‌کنند از این آمارها محروم باشند؟”
وی عنوان کرد: “بسیاری از حوزه‌هایی که برای اقدام و کاهش این آسیب‌ها نیازمند آمار، اطلاعات صحیح و واقعی هستند از این آمار محرومند و محدودیت‌ها به حدی است که بعضی آمارها در اختیار ما به عنوان متولی و بخش حاکمیتی نیز قرار نمی‌گیرد”.
سلجوقی معضل بزرگتر را عدم آشنایی مدیران دستگاه‌های اجرایی و سازمان‌های دولتی در خصوص وظایف و مسئولیت‌هایشان در حوزه کودکان برشمرد و گفت: “ازدواج امری مقدس است، اما وقتی برای کودکان رخ می‌دهد نه ‌تنها تقدس خود را از دست می‌دهد بلکه تبدیل به آسیبی خطرناک می‌شود”.
وی افزود: “بر اساس یک پژوهش در هفت استان کشور در حوزه ازدواج کودکان، خراسان رضوی در بین آن‌ها بدترین شرایط را دارد”.

۱۳۹۶ تیر ۲۳, جمعه

تراجنسی ها جمعیتی تحت فشار در ایران

‎پزشکان با کند و کاو و جست و جوهای بسیار برای یافتن عامل اصلی در ایجاد ترنسکشوالیسم به این نتیجه رسیده اند که این مشکل در دوران زندگی جنینی و در زمان تشکیل مغز به وجود می آید. هویت جنسیتی (Gender Identity) افراد بنابر نظر اکثر روان‌پزشکان در سنین کودکی (حول و حوش سه‌سالگی) شکل می‌گیرد و پس از آن غیر قابل تغییر است. بنابر این تراجنسی‌ها به دو دسته‌ کلی تقسیم می‌شوند: کسانی که زن به دنیا آمده و اما احساسات درونی آن‌ها مردانه است (ترامرد) و در مقابل گروهی که مرد متولد شده‌اند و خود را زن می‌دانند (ترازن).پیشوند ترا (یا ترانس) در واژه‌هایی مثل تراجنسی، ترامرد و ترازن معادلی است برای (Trans) در عبارت انگلیسی که خود مخفف (Transition) به معنای گذار و انتقال است. یعنی فرد تمایل دارد تا از جنسی که در آن متولد شده به جنس مخالف گذار کند
تصور اینکه با جراحی، همه ى مشکلات تراجنسی ها تمام می شود یک تصور اشتباه است. پس از جراحی نیز مشکلات زیادی دست به گریبان این جامعه است. یافتن شغل مناسب، پذیرش از سمت جامعه، تمرین برای زندگی در جنس مورد نظر و … تنها بخش کوچکی از این مشکلات است. جراحی یکى از مراحل درمان آنهاست؛ هرچند مشکلات اجتماعی شان، پیش و پس از عمل فرق چندانی نمی کند و مشکلات جسمانی عمل جراحی نیز تا آخر عمر دست از سرشان برنمی دارد چرا که یک تراجنسی پس از جراحی احتیاج به مراقبت و طی کردن دوران نقاهت دارد اما ترنسی که از سمت خانواده طرد شده باشد نمیتواند این دوران را طی کند و به طبع دچار مشکلات و عوارض زیادى خواهد شد ، اغلب آنها به این کار اصرار دارند، چون در این صورت خیالشان راحت تر است و تکلیف خود را می دانند. موش آزمایشگاهی شدن تراجنسی ها و عمل های نه چندان رضایت بخش به وسیله ی پزشکان غیر متعهد و غیر متخصص که به عوارض پایدار از جمله از دست دادن حس جنسی و یا عفونت های شدید در این افراد منجر می شود هم از دیگر چالش های زندگی تراجنسی هاست که آنها را ناراضی و سرخورده می کند. اما درمان در افراد تراجنس نقش ارزنده اى در بهبود کیفیت زندگی این افراد دارد. به گفته ی پزشکان، درمان افراد تراجنسی باید درمان توامان روانشناسی، هورمونی و جراحی باشد.
‎درمان ترنسکشوال ها همکاری یک تیم جراحی، روانپزشکی، اورولوژی و متخصص زنان و زایمان را با هم می طلبد. در مرحله ی نخست قطعا روانپزشک باید به این تشخیص برسد که فرد، یک ترنسکشوال واقعی و نیازمند تغییر جنسیت است.
‎ روش های غلط روانپزشکی در برخورد با تراجنسی ها: متاسفانه روانپزشک های زیادی در این زمینه صاحب نظر نیستند و تعداد کسانی که این بیماری را به خوبی می شناسند بسیار اندک است. در سال های گذشته مواردی از برخورد نامناسب پزشکی با تراجنسی ها از جمله شوک مغزی- الکتریکی یا تجویز «دوز»های خیلی سنگین ضد جنون گزارش شده است که تمام اینها به مثابه ی شکنجه انسانی است و متاسفانه هیچ کدام از این روش ها جواب نمی دهد چرا که کسی که ترنسکشوال واقعی باشد و نارضایتی جنسیتی داشته باشد به هیچ وجه با این روش ها درمان نمی شود برای اینکه یک مغز متفاوت و متعارض با جنس و پیکرش دارد. ‎ ترنس هاى مرد به زن گاهی مورد سوء استفاده از طرف همکلاسی های پسرشان قرار می گیرند. اغلب فرصت تحصیل حتی تا مقطع دیپلم را هم از دست می دهند و معمولا هم از طرف خانواده طرد می شوند. ترنس های زن به مرد پس از تغییر از خدمت سربازی معاف می شوند اما معافیت پزشکی، این به ان معنی است که مشغول شدن در شغل های دولتی برای یک ترنس فقط یک رویا است.
جامعه ی ایران باید بفهمد که این مشکل یک ادا و اطوار، احساس زود گذر، تلقین دوستان و گروه های همسال یا سبقت جویی اجتماعی نیست، بلکه یک وضعیت بیولوژیک، روانشناختی و مادرزادی است. امید است با آگاهی رسانی های هرچه بیشتر درهای زندگی راحت تر اجتماعی به روی افراد تراجنسی باز شود. هر چه جامعه آگاه تر باشد و مردم به این شناخت برسند که افراد تراجنسی هم انسانند اما یک تناقض کامل بین روح و روان و جسمشان وجود دارد، این افراد می توانند راحت تر زندگی کنند.همچنین جامعه ما باید به آن نقطه از درک و آگاهى برسد که همه افراد با حقوق انسانى یکسان متولد مى شوند و با مطالعه وآشنایى با اعلامیه حقوق بشر و میثاق هاى آن از جمله
ماده ١ که گویاى برابریست یا
ماده ٢ که گویاى عدم تبعیض است
مى توانیم با آشنایى با حقوق ذاتى انسان به بهبود شرایط اجتماعى بهتر براى همه افراد جامعه بپردازیم.

۱۳۹۶ تیر ۱۶, جمعه

هزاران زندانی در قزلحصار از دسترسی کافی به آب محرومند

خبرگزاری هرانا – هزاران زندانی زندان قزلحصار از ده روز قبل با جیره بندی اب روبه رو شده اند. این جیره بندی که در بعضی بندها به ۳ ساعت در شبانه روز محدود شده است باعث شده علاوه بر کمبود آب شرب عملا استفاده از سرویس های بهداشتی و حمام نیز برای زندانیان ناممکن یا دشوار شود. این مسئله به آلودگی محیط و افزایش بیماری های واگیردار در بین زندانیان منتهی شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از حدود ده روز پیش به بهانه “کمبود آب در چاه های زندان” سرانه آب در زندان قزلحصار کرج بعنوان پرجمعیت ترین زندان کشور جیره بندی شده است.
این جیره بندی که در واحد ۱ این زندان با حدود ۶ هزار زندانی بصورت سختگیرانه تری اعمال شده است باعث شده دسترسی به آب به ۳ نوبت در روز و هر نوبت ۱ ساعت محدود شود.
در چنین شرایطی زندانیان علاوه بر مشکل تامین آب شرب از استفاده از سرویس های بهداشتی و استحمام محروم شده اند.
یک منابع مطلع  در تماس با گزارشگر هرانا در توصیف وضعیت فوق گفت “الان زندانیان حتی نمیتوانند وارد سرویسهای بهداشتی بشوند، همه جا را آلودگی برداشته.”
منبع مطلع دیگری از این وضعیت نیز ضمن تایید صحت این گزارش اضافه کرد “این جیره بندی در حالی است که در موارد مشابه حداقل فروشگاههای زندان به فروش آب به زنانیان مبادرت می کردند اما در این دوره از جیره بندی که طولانی تر و سخت تر هم هست فروشگاههای واحد ۱ از حدود هفت روز قبل حتی آب هم نمی فروشند.”
گفته میشود گرمای هوا به همراه قطعی مداوم آب باعث شده تا زندانیان زیادی در این محل مریض شوند با اینحال رسیدگی یا تدابیر درمانی خاصی نیز از سمت بهداری زندان برای این وضعیت در نظر گرفته نشده است.

۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه

گزارشی از آخرین وضعیت پیام شکیبا، دانشجوی زندانی

 پیام شکیبا عضو اسبق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، چهارمین ماه بازداشت خود را به صورت بلاتکلیف در بند ۲ زندان رجایی شهر برخلاف اصل تفکیک جرایم در میان زندانیان عادی به سر می برد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیام شکیبا فعال دانشجویی، اسفندماه ۱۳۹۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد وی تا تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه سال جاری در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به  سر برد و اندکی بعد نیز از این محل به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. زندان رجایی شهر کرج علاوه بر موقعیت تبعیدگاه محل نگهداری افراد دارای محکومیت و نه متهمان است.
آقای شکیبا اکنون در سایه عدم تمدید قرار بازداشت و منقضی شدن قرار پیشین به صورت “بلاتکلیف” و  “غیرقانونی” در چهارمین ماه بازداشت در بندی به غیر از بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به سر می برد.
این زندانی از بیماری “میگرن و کبد چرب” رنج می برد.
آقای شکیبا چهارم اسفندماه ۱۳۹۵ پس از خروج از منزل توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد. دلایل بازداشت وی کماکان مشخص نیست و تاکنون نیز صرفا چند ملاقات کابینی با خانواده داشته است.
یک منبع نزدیک به آقای شکیبا پیشتر به گزارشگر هرانا گفت: ” درحالی که زمینه فعالیت برجسته وی مطالعات تاریخی و سیاسی و حوزه فعالیت او در دانشگاه علامه طباطبایی است، قبل از بازداشت، از سوی نهادهایی در داخل دانشگاه، مورد تهدید قرار گرفته بود.”
آقای شکیبا پیش تر در ماجرای اعتراض دانشجویان به فساد اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در ۱۸تیرماه ۱۳۸۷ توسط اداره اطلاعات زنجان به همراه ۵ تن از هم دانشگاهیان خود دستگیر و پس از ۲ ماه با قید وثیقه آزاد و نهایتا درسال ۱۳۸۸ در دادگاه انقلاب زنجان به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی تقلیل یافت. وی برای اجرای حکم مذکور در سال ۱۳۸۹ به زندان رفت و با پایان محکومیت آزاد شد.
این فعال دانشجویی در سال ۱۳۹۱، هنگامی که دانشجوی کار‌شناسی ارشد علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات تهران بود، در پی ارسال نامه‌ای از سوی مرکز آزمون دانشگاه آزاد در حین تحصیل درمقطع کار‌شناسی ارشد اخراج شد و با حضور وی در امتحانات پایان ترم ممانعت به عمل آمد. آقای شکیبا مجددا در سال ۱۳۹۳ در همین رشته در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شد.

۱۳۹۶ تیر ۴, یکشنبه

اسیدپاشی در مشهد

رئیس اداره حوادث و مدیریت بحران دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت که “صبح امروز دو نفر که گفته می‌شود از گذشته با یکدیگر اختلاف داشته‌اند، با هم مواجه می‌شوند و یکی از این افراد ظرفی را که گفته می‌شود محتویات آن اسید بوده به سمت صورت دیگری ریخته است”.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، شهرام طاهرزاده اظهار کرد: “صبح امروز ۴ خردادماه دو نفر که گفته می‌شود از گذشته با یکدیگر اختلاف داشته‌اند، با هم مواجه می‌شوند و یکی از این افراد ظرفی را که گفته می‌شود محتویات آن اسید بوده به سمت صورت دیگری ریخته است”.
وی افزود: “اورژانس مصدوم را با حال عمومی مناسب تحویل بیمارستان امام رضا(ع) مشهد داده است.
باغستانی، مدیر روابط عمومی بیمارستان امام رضا مشهد عنوان کرد: “حدود ساعت ۱۴ امروز این مصدوم با سوختگی صورت پذیرش شد و بلافاصله به دلیل وضعیت حادی که در ناحیه صورت داشت به آی.سی.یو مردان منتقل شد”.
وی خاظرنشان کرد: “در حال حاضر مصدوم با ۱۰ درصد سوختگی اسیدی درجه دو بستری و تحت نظر است تا اقدامات درمانی برایش انجام شود؛ این فرد ۳۶ ساله است و امید است که وضعیت وی رو به بهبود باشد”.

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه

یک زندانی به قطع انگشتان دست محکوم شد

پسر جوانی که دو سال پیش در پی یک درگیری انگشت اشاره همسایه‌شان را قطع کرده‌ بود، با درخواست قربانی و با رأی دادگاه به قطع انگشتان دست محکوم شد. حکم قطع دست یا انگشتان دست از جمله مواردی که است که نافی اصل کرامت انسانی است. کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا مجازات‌های غیر‌انسانی و موهن را ممنوع کرده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شرق، اول اسفند سال ٩۴ مرد جوانی به اداره پلیس مراجعه کرد و گفت: “یکی از همسایه‌هایمان به نام رامین با قمه دو بند از انگشت کوچک دست چپم را قطع کرد. با اعلام این شکایت مأموران از رامین بازجویی کردند”.
او که ابتدا منکر شد؛ پس از ارائه مستندات پلیس به آنها گفت: “روز حادثه ١٠ قرص کلونازپام خورده بودم و در حال خودم نبودم و نمی‌دانستم چه کار دارم انجام می‌دهم.”
به‌این‌ترتیب با توجه به شکایت شاکی و سایر مدارک موجود در پرونده کیفرخواست علیه رامین صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه هشت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان، شاکی در جایگاه حاضر شد و شکایت خود را بار دیگر مطرح کرد. او به قضات گفت: “در حال رفتن به خانه بودم که با رامین چشم در چشم شدم”.
ناگهان رامین عصبانی شد و با قمه به طرف من حمله کرد. او می‌خواست با قمه به گردن من بزند که ناخودآگاه دستم را به طرف گردنم بردم و قمه با دستم برخورد کرد و انگشتم روی زمین افتاد.
خواستم انگشتم را از روی زمین بردارم که برادر رامین مانع این کار شد و نتوانستم انگشتم را بردارم؛ حالا از دادگاه تقاضای قطع انگشت این مرد را دارم.
سپس متهم در برابر قضات ایستاد و گفت: “نزدیک به چهار سال به مواد مخدر شیشه اعتیاد داشتم و مدتی بود آن را ترک کرده بودم؛ برای همین قرص کلونازپام مصرف می‌کردم. آن روز نیز ١٠ عدد قرص مصرف کرده بودم و به خاطر ندارم چه اتفاقی افتاد که این‌ طور شد. حالا نیز از شاکی طلب بخشش دارم و می‌خواهم به من فرصت بدهد تا با گرفتن وام بتوانم مبلغ دیه را جور کنم”.
با پایان گفته‌های شاکی و متهم رئیس جلسه ختم جلسه را اعلام کرد و قضات وارد شور شدند. آنها رامین را به قصاص انگشت دست محکوم کردند.
حکم قطع دست از جمله مواردی که است که نافی اصل کرامت انسانی است. کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا مجازات‌های غیر‌انسانی و موهن را ممنوع کرده است.

سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است .

 سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است سازمان دیدبان حقوق بشر روز پنجشنبه در بیانیه‌ای از “تشدید سرکوب وکلا” در ایران خبر داد. این ساز...