بانوان آزاده

تغییر برای برابری در ایران
عضو شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران

۱۳۹۷ شهریور ۷, چهارشنبه

نازنین زاغری در پی حملات عصبی به درمانگاه زندان منتقل شد .

 نازنین زاغری در پی حملات عصبی به درمانگاه زندان منتقل شد . 

  •  
گزارشها حاکی از آن است که نازنین زاغری که به تازگی از مرخصی به زندان بازگشته بود، در پی حمله‌های عصبی به درمانگاه زندان اوین منتقل شد.
رسانه‌های بریتانیایی به نقل از خانواده خانم زاغری، و یکی از زندانیان سیاسی، روز چهارشنبه ۷ شهریور گزارش دادند که این زندانی پس از دو حمله پیاپی عصبی، از هوش رفته و به درمانگاه برده شده است.
ریچارد رتکلیف، همسر خانم زاغری، در گفت و گو با گاردین حمله‌های عصبی خانم زاغری در روزهای اخیر را تایید کرد و گفت که یکی از همسلولی‌های او در تماس با خانواده خانم زاغری از دومین حمله عصبی او در صبح چهارشنبه خبر داد.
به گفته ریچارد رتکلیف، حمله عصبی روز سه شنبه خانم زاغری، علاوه بر بی حسی پاها، سر درد شدید و کاهش شدید فشار خون را به همراه داشت.
در واکنش به وضعیت وخیم سلامتی نازنین زاغری، کیت الن، مدیر بخش بریتانیای عفو بین الملل در بیانیه‌ای اعلام کرد آنچه که مقام‌های جمهوری اسلامی با نازنین زاغری می‌کنند به شدت بی رحمانه است.
در این بیانیه آمده است: «نازنین باید بی درنگ به مراقبت‌های پزشکی تخصصی دسترسی پیدا کند. علاوه بر آن، او ناعادلانه زندانی شده و باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شود.»
نازنین زاغری، شهروند بریتانیایی ایرانی تبار که پس از سپری کردن ۳۰ ماه زندان، هفته گذشته به مرخصی سه روزه رفته و با خانواده خود ملاقات کرده بود، سه روز پیش به زندان بازگشت.
ریچارد رتکلیف، همسر خانم زاغری خبر داده بود که حکومت ایران با درخواست تمدید مرخصی موقت نازنین زاغری موافقت نکرد.
رئیس دفتر عفو بین الملل در بریتانیا تحولات پیرامون مرخصی نازنین زاغری را تاسف آمیز و دردآور توصیف کرد.
دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی نازنین زاغری را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و آموزش روزنامه‌نگاری، به تحمل پنج سال حبس محکوم کرده است. 
  • عضو کانال صدای آمریکا در تلگرام شوید.

در شهریور ۰۷, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ مرداد ۱۹, جمعه

گزارش تظاهرات سراسری مرداد ماه ۱۳۹۷



  • ۰

گزارش کامل تـظاهـرات سـراسـری امـرداد ۱۳۹۷ خورشیدی در ایـران

   ‫
این اعتراضات وسیع ترین تظاهرات پس از تظاهرات دی ۱۳۹۶ خورشیدی تا کنون می‌باشد.
تظاهرات سراسری امرداد ۱۳۹۷ خورشیدی در ایران مجموعه تظاهراتی است که از سه‌شنبه ۹ امرداد ۹۷ خورشیدی در بحبوحه ی افزایش قیمت طلا و نیز رشد شتابان قیمت سکه و کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار شروع شد و از شهرک صنعتی شاهپور جدید اصفهان و کرج به نقاط دیگری گسترش یافت.
تظاهرات به سرعت فراگیر شد و از اصفهان و مناطق مختلف کرج به شیراز، رشت، تهران، قزوین، زنجان، ساری و در روز سوم به مشهد، کرمانشاه، همدان و قرچک نیز گسترش پیدا کرد و در روز چهارم اهواز و ارومیه و قم به تظاهرات پیوستند.
ارز ایران در افت (ارزش خود) روز یکشنبه رکود جدیدی زد و از ۱۰۰هزار ریال معادل با دلار آمریکا سقوط کرد.
در همین حال فراخوان‌های اعتصاب در تهران و شهرستان‌ها منتشر گردید، جو ملتهب همراه با فضای امنیتی در بازار ارز تهران توسط رسانه‌ها گزارش شد.

همزمان بانک مرکزی ایران با صدور اطلاعیه ای در ۸ امرداد، افزایش تاریخی نرخ دلار و جهش در بازار طلا را به «دشمنان» نسبت داد.
براساس گزارش‌ها و ویدئوهای منتشر شده در جریان اعتصاب‌ها و تظاهرات نیروهای امنیتی ایران با گاز اشک آور به معترضین حمله کردند.
در کمتر از سه ماه به خروج آمریکا از برجام و آغاز جنگ لفظی سرکردگان جمهوری اسلامی با مقامات آمریکایی و عبور قیمت دلار از مرز ده هزار تومان تا رسیدن به قیمت ۱۲ هزار تومن به ازای هر دلار و تلاطم بازار سکه که باعث رسیدن قیمت آن به بالای چهار میلیون تومان شد، موج تظاهرات جدیدی در اعتراض به گرانی و مشکلات معیشتی کلید خورد که سرآغاز آن اصفهان بود.
طی کمتر از دو روز دامنه اعتراضات به شهرهای شیراز و کرج نیز سرایت کرد. گزارشهایی از وقوع اعتراضات در شهرهای رشت و مشهد و حضور سنگین نیروهای انتظامی در دو روز اول اعتراضات نیز مخابره شد.
اصفهان به عنوان یکی از کلانشهرهای اصلی ایران با معضل کمبود آب شرب و آلودگی شدید هوا روبروست و پیش از این نیز شاهد اعتراضات کشاورزان در مناطق دیگر استان در اعتراض به وضعیت نابسامان آب و کشاورزی بوده‌است.
همزمان با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و کلید خوردن موج جدید تحریم‌های آمریکا و مبهم ماندن آینده توافق هسته‌ای نگرانی‌های فراوانی نزد افکار عمومی کشور ایجاد شد.
همچنین پول ملی ایران از ابتدای سال ۹۷ بیش از ۵۰٪ ارزش خود را برابر ارزهای خارجی از دست داد و به دنبال آن قیمت سکه با عبور از قیمت بی‌سابقه ۴ میلیون تومانی و افزایش قیمت طلا به بالای ۳۰۰ هزار تومان به ازای هر گرم جو نگران کننده ای را در کشور به راه انداخت که به افزایش نرخ تورم دامن زد.
همچنین وجود تنش‌های شدید آبی در اقصی نقاط کشور و بیکاری و گرانی روزافزون باعث بروز نارضایتی‌های گسترده و خیزش مردمی شد.
تا ۱۱ امرداد روز سوم اعتراضات عموم مقامات رسمی ایران از هرگونه اظهار نظری خودداری کردند. مطابق گزارش‌ها و ویدئوها برخورهای قهرآمیزی در اصفهان و کرج با تظاهرات در روز اول و دوم صورت گرفت.
گزارش‌ها و ویدئوهایی از دخالت لباس شخصی‌ها و ضرب شتم معترضین توسط آنها منتشر شد. مأمورین در اصفهان و کرج با استفاده از آبپاش، افشانه فلفل و گاز اشک آور اقدام به مقابله با تظاهرکننده‌ها و مردم نمودند.
مردم نیز در پاسخ با پرتاب سنگ و آتش زدن لاستیک و حتی درگیری فیزیکی مستقیم اقدام به مقابله به مثل علیه نیروهای امنیتی کردند.
اکثریت مقامات جمهوری اسلامی تظاهرات را توطئه دشمن قلمداد کرده و و انتقادات را صرفا به دولت تقلیل دادند و مردم را از ایستادگی علیه نظام بر حضر داشتند.
تا روز چهارم اعتراضات مصادف با پنجشنبه ۱۱ امرداد ماه مقامات بلند پایه از هرگونه اظهار نظری در خصوص تظاهرات خودداری کردند.در دوران اوج اعتراضات و درگیری در شهرهای مختلف صدا سیما بدون کوچک ترین اشاره ای به اعتراضات ، تشنج در شهرهای مختلف و وضعیت بحرانی اقتصادی کشور با پخش برنامه های متفرقه و نمایش مردم در سفر سعی در آرام جلوه دادن جو کشور داشت.
علم الهدی امام جمعه مشهد و نماینده خامنه ای در این شهر جمعه ۱۲ امرداد گفت: تظاهراتی برای پایین افتادن شکم نباید صورت گیرد. امام جمعه مشهد اعتراضات اخیر را توطئه خارجی قلمداد کرد. او همچنین عنوان کرد که نباید علیه جمهوری اسلامی تجمعی صورت گیرد و اعتراضات باید صرفاً علیه دولت باشد. وی در همان روز با دادن فراخوان علیه دولت روحانی تجمعی اعتراضی را ترتیب داد که با استقبال طلبه های طرفدار علم الهدی مواجه شد.
سید یوسف طباطبایی‌نژاد امام جمعه اصفهان با بی معنی خواندن تظاهرات گفت: راه افتادن در خیابان ها معنی ندارد چرا که مسئولان خودشان از مشکلات آگاهند وی نیز پیکان تمام انتقادات را به دولت تقلیل کرد و اعتراضات را توطئه خارجی خواند.
محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران طی پیامی ضمن عذرخواهی از مردم بابت شرایط بد اقتصادی حمایت خود را از نظام اعلام داشت و اظهار داشت: اتفاقات اخیر دستمایه توطئه برای ایجاد جنگ روانیست و افزود فروپاشی نظام اتفاق نخواهد افتاد.وی مخالفت خود را با دامن زده شدن به اعتراضات اعلام داشت.اظهارات خاتمی تحت شرایطی بود که حسن روحانی رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی طی یک هفته ای اول آغاز اغتشاشات در سکوت کامل بود.
حسن روحانی رئیس جمهور وقت کشور سرانجام در روز دوشنبه ۱۵ مرداد طی یک کنفرانس خبری با اشاره ای کوتاه به تظاهرات اخیر با ناچیز قلم داد کردن شمار حاضرین از اعتراضات به عنوان «اغتشاش» و «توطئه خارجی» برای ایجاد جنگ روانی یاد کرد و گفت مردم با حضور در پای صندوق های رای مشروعیت نظام را تامین کرده اند. وی در پاسخ سوال مجری در خصوص خواست مخالفان برای تغییر رژیم گفت: نظامی که در پی انتخابات و آرای مردم نیست، پایدار نیست.
آسوشیتدپرس ۴ اوت برابر با ۱۳ امرداد گزارش داد: مردی که در تظاهرات در ایران شرکت کرده بود به ضرب گلوله کشته شد.
دادستان عمومی و انقلاب کرج، با تایید خبر کشته شدن یک جوان ۲۶ ساله در جریان اعتراضات در گوهردشت کرج، اعلام کرد این جوان که در بین تجمع‌کنندگان بوده، از سوی آن‌ها از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته شده است.
او همچنین از مجروح شدن سه نفر از نیروهای پلیس با سنگ و چاقو خبر داد.
برخی از رسانه‌های ایران نیز خبر کشته شدن یک نفر به ضرب گلوله در جریان ناآرامی‌های جمعه شب ۱۲ امرداد در شهر کرج را گزارش کردند.
براساس همین گزارش‌ها در شهر کرج دست‌کم ۲۰ نفر بازداشت شده‌اند.
همزمان با تایید مرگ یک معترض در شهر کرج، مقام های این شهر به طور ضمنی اعلام حکومت نظامی کردند.
گزارش‌های منتشر شده حاکیست که نیروهای امنیتی با حضور پرشمار خود در چندین شهر از جمله کرج از تجمع افراد جلوگیری می‌کردند.
شهرهای محل برگزاری اعتراضات:
اصفهان؛ شهرک صنعتی شاهپور جدید، شاهین‌شهر، نجف‌آباد، قهدریجان
البرز؛ ماهشهر، گوهردشت، اشتهارد
خراسان رضوی؛ مشهد
فارس؛ شیراز، کازرون
زنجان؛ زنجان
گیلان؛ رشت
مازندران؛ ساری
خوزستان؛ اهواز
تهران؛ تهران، زیباشهر، قرچک
کرمانشاه؛ کرمانشاه
همدان؛ همدان
آذربایجان غربی؛ ارومیه
قزوین؛ قزوین
قم؛ قم
مرکزی؛ اراک
عموم شعارها معیشتی بود و بعضاً مرتبط با سیاست خارجه منطقه ای ایران.
برخی دیگر از شعارها نیز علیه سیستم استبدادی حاکم بود و تم اجتماعی داشت.
اکثر شعارها پیشتر در اعتراضات ماه‌ها و سالهای گذشته همچون اعتراضات دی ماه ۹۶ و اعتراضات سال ۸۸ استفاده شده و مشترک بود:
ایرانی باغیرت! حمایت! حمایت
مرگ بر دیکتاتور
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بی غیرتا نشستن زنا به ما پیوستن
شاهپوری باغیرت! حمایت! حمایت
خامنه ای حیا کن مملکتو رها کن
سکوت هر ایرانی خیانت است به ایران
کارگر می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد
توپ، تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه
سوریه را رها کن فکری به حال ما کن
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا
دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن امریکاست
ملت گدایی می‌کند رهبر خدایی می‌کند
روحانی حیا کن، مملکت را رها کن
ایرانی بسه دیگه، غیرتتو نشون بده
مرگ بر خامنه‌ای
این ماه ماه خونه، آخوند سرنگونه
ایرانی داد بزن، حقتو فریاد بزن
مرگ بر حزب‌الله
اخوند پشت میز نشسته جوون بیکار نشسته
هم قرآن هم اسلام هردو فدای ایران
یک اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه
رضاشاه روحت شا
در مرداد ۱۹, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ مرداد ۱۲, جمعه

سهم زنان ایرانی از اهدای خون پنج درصد است


سهم زنان ایرانی از اهدای خون پنج درصد است

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران گفت: در کشورهای توسعه یافته در حالی که آمار اهدای خون زنان 50 درصد است، بانوان ایرانی تنها سهم پنج درصدی در این بخش دارند.
ایران اکونومیست - سهم زنان ایرانی از اهدای خون پنج درصد استبه گزارش ایران اکونومیست «علی اکبر پورفتح الله» درخصوص علت پایین بودن سهم زنان ایرانی در اهدای خون اظهارداشت: باید دو جنبه را در این زمینه بررسی کرد؛ نبود زیرساخت های مناسب برای خون گیری بانوان و وجود باورهای ذهنی و فرهنگی مبنی بر کم خون بودن زنان موجب شده به اهدای خون کمتر تمایل داشته باشند.
وی افزود: در حاضر درصدد تغییر این باور هستیم و یکی از روش هایی که درنظرگرفته ایم، اجرای طرح «آهن یاری» به عنوان یک مکمل غذایی در رفع کم خونی است؛ به این صورت که درمان بانوان کم خونی را که برای اهدای خون به مراکز انتقال خون مراجعه می کنند، در همان مراکز آغاز کنیم.
مدیرعامل سازمان انتقال خون یادآور شد: قرار است به زودی مرکز آموزش و پژوهش خون با محوریت درمان کمبود خون زنان با کمک خیرین در مشهد آغاز به کار کند؛ این مرکز می تواند به عنوان پایلوت درخصوص ایجاد فرهنگ اهدای خون در میان بانوان فعالیت کند.

** میزان اهدای خون بانوان ایرانی همانند کشورهای منطقه
پورفتح الله به قطعنامه سازمان بهداشت جهانی مبنی بر ضرورت ساختار ملی متمرکز انتقال خون در کشورها اشاره و خاطرنشان کرد: در حالی ایران تنها بعد از یک سال از آن قطعنامه دارای این ساختار ملی شد که هنوز بسیاری از کشورها فاقد ساختاری منسجم در این زمینه هستند.
وی تصریح کرد: در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مراکز و بیمارستان ها خود اقدام به جذب و تامین خون می کنند، برخی از این کشورها به دلیل نداشتن ساختار ملی و در نتیجه ترویج نشدن اهدای خون با کمبود خون مواجه هستند.
وی اظهار داشت: امروز در برخی کشورها همچنان در قبال خون پول دریافت می کنند یا فرد نیازمند خون باید فرد جایگزینی برای اهدای خون پیدا کند اما در کشور ما به دلیل وجود ساختار ملی متمرکز و همچنین دوران دفاع مقدس فرهنگ اهدای خون وجود دارد
در مرداد ۱۲, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ مرداد ۸, دوشنبه

فروش قلب و کبد کودکان ایران


فروش قلب و کبد کودکان ایران  


پیامدهای فاجعه‌بار حاکمیت تبهکار آخوندی که به فروش قلب و کبد کودکان نیز منجر شده سر و صدای کارگزاران این رژیم پلید در مجلس آخوندی راهم در آورده است.
عبداللهی متأسفانه شنیده می‌شود که در شرایط امروز بسیار کودکانی که دزدیده می‌شوند و یا این‌که به هر نحوی آدم‌ربایی صورت می‌گیرد اینها بیشتر برای این‌که بخشی از اعضای بدن اینها را بفروشند و برای به‌خصوص اگر قاچاق بشه خدا نکرده به کشورهایی که ثروتمندند یا به اشخاصی که ثروتمندند.
در شرایط فعلی کشور یک عده خیلی مشتری قلب اینها کبد بچه‌ها هستند.
گرمابی عضو مجلس رژیم: باید توجه داشت متأسفانه سن اعتیاد خیلی پایین آمده در کشور ما و یک نکته مهم این هست که به‌سادگی در اختیار همه کس قرار می‌گیره از هر دکه‌ای سر چهارراه میشه خرید و توجهی به خریدار نمیشه متأسفانه.
اعتراف معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی رژیم: ۶۰۰نوزاد در معرض فروش
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی رژیم اعتراف کرد: ”در سال گذشته‌ هزار و ۲۰۰کودک به سازمان بهزیستی معرفی شدند که ۶۰۰نفر از این تعداد را نوزادان تشکیل می‌دادند“.
حبیب‌الله مسعودی فرید که روز ۲۵مرداد ۹۶ با خبرگزاری حکومتی ایلنا گفتگو کرد مجبور به اعتراف به فروش کودکان شد و گفت: ”بحث فروش کودکان و نوزادان در برخی نقاط وجود دارد“.
فروش نوزاد و اعضای بدن کودکان در نظام آخوندی
خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس ۱۰تیرماه ۹۶ تحت عنوان کودکان زیر تیغ اجاره و قاچاق اعضا/ سلاخی کودکان در سایه ضعف قانون به‌نقل از فاطمه دانشور عضو شورای قلابی شهر تهران چنین نوشت: «‌در بسیاری از موارد کودکان ناپدید می‌شوند و اعضای بدن آنها قاچاق می‌شود و بعد از مدتها جسد برخی از آنها در بیابانها بدون کلیه و چشم رها شده است».
این کارگزار حکومتی در ادامه اعتراف تکان‌دهنده خود به حقایق تلخ دیگری در همین زمینه اذعان کرد و گفت: «بارها در خصوص فروش کودکان هشدار داده بودیم، در محلات پرخطر مانند هرندی کودکانی گم می‌شوند که والدین آنها حتی شکایت هم نمی‌کنند. این افراد زندگی‌های خاصی دارند، والدین این کودکان نسبت به نبود بچه‌ها بی‌تفاوت هستند چون اصولاً والدین این کودکان دچار اعتیاد هستند».
فروش نوزاد: با قیمت‌های متفاوت
سایت حکومتی عصر ایران ۶تیر ۹۵ در این باره نوشت: «رِنج قیمت فروش نوزاد متفاوت است و از ٥٠٠‌هزار تومان تا یک‌میلیون تومان است، البته اگر نوزاد معتاد باشد، رقم فروش آن پایین‌تر و اگر سالم باشد، به قیمت بالاتری به فروش می‌رسد. نمونه این اخبار که مو را بر اندام سیخ می‌کند زیاد است».
همچنین سایت حکومتی رکنا ۱۶اسفند ۹۶ از قول دانشور عضو شورای قلابی شهر تهران نوشت که «یک باند جدید شناسایی شده است که نوزادان نارس متولد شده از مادران معتاد و خیابانی را به کشورهای دیگر ارسال می‌کنند. اکثر این بچه‌ها به خارج از ایران برده می‌شوند و نمی‌دانیم که در آنجا به باند قاچاق اعضا تحویل داده می‌شوند یا به خانواده‌ها یا مراکز فساد».
وی گفت: «این باند دخترها را با قیمتی بیشتر از پسرها خریداری و به مقصد نامعلومی می‌فرستد».
فروش نوزاد قبل از تولد
گفتگوی یکی از زنان کارتن خواب با یک سایت حکومتی بسیار تکان‌دهنده است:
«
ناهید زنی که کودک به دنیا نیامده خودش را ۲۸میلیون تومان پیش فروش کرده‌ است.
چرا تصمیم به فروش نوزاد خود گرفته ای؟
از روی فقر و نداری. چاره‌ای ندارم.
همسرت با این کار موافق است؟
خود او این پیام آگهی را گذاشت.
فرزند دیگری هم داری؟
بله ۳فرزند پسر.
چند می‌فروشی؟
۲۸میلیون تومان
زیاد نیست؟
اگر بخواهید تخفیف هم می‌دهم.
جنسیت نوزاد مشخص شده؟
خیر هنوز نمی‌دانیم پسر هست یا دختر.
گفتی به‌دلیل فقر این کار ا انجام می‌دهی یعنی اصلاً قادر به نگهداری آن نیستی؟
اصلا، همسرم دو سال پیش یک کلیه‌اش را در ازای ۱۰میلیون تومان فروخت آن وقت چه جوری می‌تونیم این فرزندمون رو هم بزرگ کنیم.
چه بخشی از پول را می‌خواهید قبل از تولد بگیرید؟
هیچ چی، فقط هزینه دکتر و دارو را بدهند.
کسی تا الآن پیشنهاد خرید به شما داده؟
بله یک مورد بوده ولی نشد به توافق نرسیدیم».

در مرداد ۰۸, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ مرداد ۴, پنجشنبه

قاچاق انسان از ایران


خبرگزاری هرانا – گمرک ایران از کشف یک محموله قاچاق انسان به ترکیه خبر داد. این محموله قاچاق انسان شامل یک زن و ۲ کودک نیز بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، ماموران گمرک بازرگان ۶ نفر را که قصد داشتند به ترکیه و از آنجا به اروپا منتقل شوند از داخل بار یک تریلر کشف کردند.
این محموله قاچاق انسان شامل یک زن و ۲ کودک نیز بود.
ماموران گمرک با مشکوک شدن به این محموله که حامل بار تزانزیتی مس بود، با رصد اطلاعات محموله و استفاده از دستگاه اشعه ایکس آن را بازرسی کردند.
این افراد که خود را در محموله مس مخفی کردند بودند، تبعه یکی از کشورهای همسایه هستند.
با کشف این محموله، موارد کشف قاچاق انسان توسط ماموران گمرک از ابتدای سال جاری تاکنون به ۱۱۰ مورد رسیده است.
گمرک بازرگان مجهز به دو دستگاه ایکس ری کامیونی است که بهره‌برداری از یکی از این هفته آغاز شد.
شهر بازرگان یکی از شهرهای مرزی در استان آذرباییجان غربی و هم مرز کشور ترکیه است.
در مرداد ۰۴, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ تیر ۲۵, دوشنبه

مسببان مشکلات کشور حالا طلبکار شده‌اند

 مسببان مشکلات کشور حالا طلبکار شده‌اند

Majid_Ansariاو «پاشنه ورکشیده‎»ای است که هیچگاه در دفاع از دولت روحانی، چه آن زمان که عضو کابینه یازدهم بوده و چه الان که در دفترش در مجمع روحانیون مبارز روزگار می‎گذراند، کوتاهی‎ای نداشته است. آنقدر که به گفته خودش، همکارانش در کابینه شاکی می‎شدند که «بیش از حد حرف می‎زنی، زیاد به سفر می‎روی و سخنرانی می‎کنی. معاون حقوقی هستی اما راجع به نفت، اقتصاد، برجام و همه چیز صحبت می‏‌کنی!» اما حجت‌الاسلام مجید انصاری همچنان بر همان سیاستی که از آغاز به‌کار دولت روحانی در پیش گرفته، پایبند است و با وجود جدایی‌اش از کابینه، معتقد است که باید از دولت حمایت کرد. آنجا که به بحث مشکلات اقتصادی کشور و نیاز به ترمیم کابینه می‌رسیم او تأکید می‌کند: «بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی کشور منشأ سیاسی دارد ولی در مجلس و رسانه‎ها و افکار عمومی از تیم اقتصادی، راه‎حل اقتصادی طلب می‎کنند. انصاری تأکید دارد که مسببان مشکلات کشور حالا طلبکار شده‌اند.»

مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید:

سال ۹۲ نقطه امیدی در کشور بود… نه فقط اصلاح‎طلبان و تحریم کننده‎های انتخابات، اتفاقاً بخش خاکستری جامعه و مردم سرخورده از فضای سیاسی کشور به درجه‎ای از امید رسیدند و به روحانی رأی دادند. یک دلیل آن سرخوردگی از دوره احمدی‎نژاد بود و دلیل دیگرش هم جنس حرف‎های اصلاح‎طلبانه و متفاوت روحانی بود… الان ۶ سال از آن زمان گذشته است. مردم مخصوصاً در دو سال اخیر از آن حال سرخوش سال ۹۲ دور شده‎اند. ما اعتراضات دی‌ماه پارسال را داشته‎ایم و همچنین اتفاقاتی را همین چند روز اخیر با آن روبه‎رو بوده‎ایم. این زنگ خطر را حس کرده‌اید؟ آیا جامعه ایرانی روبه یأس و ناامیدی رفته است؟

هر علامتی که نشان‏دهنده نوعی یأس و ناامیدی در جامعه باشد، زنگ خطر است و این زنگ خطر را مسئولان باید بشنوند. ما با مشکلاتی در کشور مواجه هستیم که باید هرچه سریعتر جبران شود. بعد از انتخابات، منتخب مردم باید این امکان را داشته باشد که به وعده خود عمل کند. دستگاه‎های نظام و همه قوای کشور، احزاب و گروه‎ها و نهادهای درون حاکمیت باید به انتخاب مردم احترام بگذارند و به رئیس جمهوری کمک کنند که بتواند به وعده‎های خود عمل کند. اما با کمال تأسف می‎بینیم که اینگونه نیست. برخی از نهادها و اشخاص و جریانات هنوز هم در حال و هوای انتخابات هستند. گویی که مردم اصلاً انتخابی نکرده‌اند. آنها حرف‌هایی را مطرح کرده و مطالباتی از رئیس جمهوری دارند که در برنامه‎های انتخاباتی خودشان بوده و مردم آن را رد کرده‌اند. یادمان هست که پس از انتخاب آقای روحانی در سال ۹۲ فشارهای سنگینی برای تخریب ایشان در بحث مذاکرات هسته‎ای وجود داشت. دولتی که در خط مقدم برنامه‎ریزی برای دفع توطئه دشمنان و گشایش در امور مردم حاضر بود، بیش از انرژی‎ای که برای خاموش کردن دشمنی دشمنان به کار می‎گرفت باید وقت خود را صرف پاسخگویی به شبهات یا جلوگیری از کارشکنی‌های داخلی می‌کرد.

با وجود اینکه مقام رهبری بارها گفته‎اند که نباید مدیریت دوگانه‌ای که در حال القا است حاکم شود اما باید اذعان کنیم که برخی از نهادها و مراکز قدرت از جمله سازمان رسانه‎ای رسمی کشور این مدیریت دوگانه را همواره القا و تشدید کرد‌ه‌اند. دولت بدون رسانه در دنیای امروز نمی‎تواند به وظایف خود عمل کند. تنها کشوری که دولت و قوه‎ مجریه آن رسانه مستقیم شامل رادیو و تلویزیون برای گفت‌و‌گوی مناسب ندارد، ایران است. رسانه ملی خود تشخیص می‎دهد که کجای حرف رئیس جمهوری را پخش کند، کدام اقدامات دولت را ارائه کند و چگونه آن را نقد یا سانسور کند. ما مشکلات اینچنینی داریم اما واقعیت این است که نمی‎شود همه چیز را به پای این موضوع گذاشت. مجموعه‎ای از عوامل باعث شده که رقابت‎های انتخاباتی سال ۹۲ و امیدی که بسته شده بود مقداری رنگ ببازد. من نمی‎خواهم بگویم که مردم ما به‌طور کلی مأیوس شده‎اند. اما واقعیت این است که از یکسو موانع داخلی، عدم همراهی برخی مسئولان با دولت و از سوی دیگر وجود موانع خارجی و نیز انباشت مشکلات گذشته، دلیل اصلی شرایط فعلی کشور است.

 وقتی حرف می‎زنیم از ما می‎پرسند که شما تا کی می‏‌خواهید از گذشته صحبت کنید. اما مگر می‎شود تخریب‌هایی که در اقتصاد ملی در طول دولت‎های نهم و دهم صورت گرفت و هزینه‎های سنگینی برای اداره کشور به بارآورده را نادیده بگیریم؟ بخش عمده‎ای از تحریم‌‏ها ناشی از اقدامات گذشتگان بود که همه انرژی دولت یازدهم صرف رفع آن و بحث برجام شد. گرچه امروز برخی می‎گویند برجام چه ثمری برای کشور داشت. حداقل ثمرش این بوده که ۴ سال وضع فعلی را به تأخیر انداخته بود. وضعیتی که امروز ترامپ برای ایران به وجود آورده را باید در همان سال ۹۲ تجربه می‎کردیم.

شما اشاره کردید که یکسری عوامل بیرون از دولت در ایجاد وضعیت فعلی مؤثر بودند و در داخل دولت هم عملکردهای ناقصی وجود داشته که ما براساس فرآیند موجود به وضعیت فعلی رسیدیم. اما نقطه تمرکز مخالفان، دولت است. شما به‌عنوان کسی که جزو طیف موافقان دولت محسوب می‎شوید و اتفاقاً عضو دولت هم بودید، اگر بخواهید نقد از درون داشته باشید، فکر می‌کنید که چه قصورهایی در دولت منجر به چنین شرایطی شده و در بروز این اتفاقات دولت چند درصد مقصر بوده است؟

وقتی بحث شرایط کنونی کشور را مطرح می‎کنیم طبعاً تمرکز ما به سمت مسائل اقتصادی می‎رود. البته مشکلات کشور صرفاً اقتصادی و مربوط به عرصه سیاست داخلی و خارجی نیست بلکه ما مشکلات اجتماعی هم داریم. اما در نهایت آنچه برای مردم ملموس خواهد بود، مشکلات اقتصادی است.
دولت باید در درجه اول یک مجموعه منسجم و هماهنگ باشد. به‌نظر می‎رسد هماهنگی لازم بین تیم اقتصادی دولت وجود ندارد. به همین سبب امروز یک مطالبه جدی در سطح نخبگان و حتی در مجلس شورای اسلامی شکل گرفته که تغییر تیم اقتصادی را طلب می‎کند. البته ممکن است که برخی از این فشار ناشی از تبلیغات باشد اما واقعیت دارد. وزارت خزانه‌داری امریکا به اتاق جنگ علیه اقتصاد ایران تبدیل شده و طبیعی است در مواجهه و مقابله با جنگ اقتصادی تیمی جسور، دانا، هماهنگ و فداکار لازم است تا در این میدان بتواند بموقع عمل کند. اگرچه برادران ما در تیم اقتصادی دولت از توانایی خوبی برخوردارند، اما می‎شود افراد توانمندتر و پرانرژی‌تر را در مقطع حساس کنونی انتخاب کرد. البته این نقیصه به‌طور جدی در دولت یازدهم هم وجود داشت.

با وجود این چرا هیچ‌وقت از سوی هیچ مقام و مسئول دولتی این مشکلات مطرح نشد؟

نقصانی که به چشم می‎خورد این بود که دولت انگار زبان دفاع از خود نداشت و در بخش اطلاع‌رسانی بسیار ضعیف عمل می‎کرد. ما شاهد بودیم رقبای دولت که برخی از آنها نهادهای رسمی حکومت هم هستند، ده‌ها سایت خبری داشتند و مستقیم و غیرمستقیم شبانه‎روز دولت را بمباران تبلیغاتی می‎کردند. صداوسیما هم به‌طور رسمی این کار را انجام می‌داد. حتی برخی از تریبون‎های نمازجمعه که تریبون رسمی وابسته به حاکمیت است، وظیفه خود می‎دانستند که نقد کنند و حتی برخی فراتر رفته و به تخریب دست بزنند. در چنین شرایطی دولت نیاز داشت که همه وزیران مدام با مردم حرف بزنند. اگر صداوسیما به‌طور جدی رسانه خود را در اختیار آنان قرار نمی‎داد، باید سایت تأسیس می‌کرد. باید با خبرنگاران و رسانه‎های همراه نشست خبری برگزار می‎کرد. نه اینکه وظیفه دفاع را صرفاً برعهده شخص رئیس جمهوری یا معاون اول او بگذارند. ضعف دیگری که گاهی به چشم می‎خورد ناهماهنگی در تصمیمات است. بعضاً دیده می‎شود آقای رئیس‎جمهور دستوری می‌‏دهند و وزارتخانه‌ای خلاف آن را اجرا می‌کند. مردم انتظار ندارند در موضوع واحد صداهای متفاوت بشنوند.

این ضعف‎ها چقدر ناشی از عدم هماهنگی سایر نهادهای حاکمیتی بود؟

به نظرم دولت در بعضی جاها بخصوص در اوایل دولت یازدهم بیش از حد نجابت به خرج داده است. من به‌عنوان کسی که از برخی مسائل گذشته مطلع بودم، می‌دانم که هزینه برخی اقدامات خودسرانه یا بلندپروازانه در عرصه جهانی و ناهماهنگی‎هایی که بعضاً در دخالت‎‎های بیجای برخی در سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی ما وجود داشت، چقدر به دولت آسیب رساند.

دولتمردان از این وضعیت گلایه می‎کردند. وزیر امور خارجه از فلان دستگاه گلایه می‎کرد که با دخالتش موجب کندی کار او شده یا دستگاه بانکی و وزارت اقتصاد و گمرک، صنایع و نیرو و… از برخی اقدامات تخریبی و کارشکنی‌ها معترض بودند. اما وقتی به همین افراد می‎گفتیم با مردم حرف بزنید و آنها را محرم بدانید و مشکل خود را با آنها در میان بگذارید، قبول نمی‎کردند و می‎گفتند که ملاحظه نظام را بکنیم و باعث اختلاف‎افکنی نشویم. سرریز آن اتفاقات امروز این می‌شود که همه بگویند مقصر اصلی مشکلات، دولت است. در حالی که بسیاری از این مشکلات ربطی به دولت ندارد. جالب اینجاست که برخی از نهادها، اشخاص و رسانه‎ها که خود بانی بسیاری از این مشکلات بودند، امروز صدای طلبکاری‎شان بالاتر از همه است. تا زمان مذاکرات هسته‎ای فشار می‎آوردند که چرا مذاکره می‎کنید اصلاً برجام برای چه می‎خواهیم؟ ما هیچ احتیاجی نداریم اما امروز فریاد همین افراد بر سر دولت بلند است که چرا کاری نکردید تا امریکا از توافق هسته‎ای خارج نشود. چرا اقدامات بیشتری برای دریافت تضمین از اروپایی‌ها انجام نداده‌اید.

این دولت میراث‎دار وضعیت از هم پاشیده نظام بانکی بود. زمانی مؤسسات مالی و اعتباری غیرقانونی قارچ‌گونه به وجود آمدند و سپرده‎های مردم را تاراج کردند و دولت هم ناچار شد برای اینکه مردم ضرر نکنند در بدترین شرایط اقتصادی بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان مطالبات آنان را پرداخت کند. اوایل دولت یازدهم این امکان وجود داشت که یارانه اقشاری که نیازمند نبودند قطع و به شیوه‎ای مطلوب به‌سمت تولید هدایت شود اما نشد و ما نمی‎توانیم تأخیر در اصلاح نظام هدفمندی یارانه‏‌ها را توجیه کنیم.

البته بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی کشور منشأ سیاسی دارد ولی در مجلس و رسانه‎ها و افکار عمومی از تیم اقتصادی، راه حل اقتصادی طلب می‎کنند. برای مشکل اقتصادی که منشأ سیاسی دارد، نمی‎شود راه حل اقتصادی یافت.

برخی سیاست‎ها و اقدامات ما در عرصه جهانی موجب فرار سرمایه از ایران می‌شود، آنوقت دولت را تحت فشار می‎گذاریم که چرا شما اشتغال ایجاد نمی‌کنید. اشتغال پول می‌خواهد، با ذکر و ورد خواندن که به وجود نمی‌آید. منابع مالی دولت هم محدود به نفت و مالیات است و با هزینه‎های سنگینی که بزرگ شدن دولت روی دست کشور گذاشته هزینه عمومی اداره کشور زیاد شده است. دولت با همه توان هم که کار کند و با تمام درآمد نفت و مالیات و عوارض شاید بتواند هزینه‌های جاری کشور را تأمین کند. برای هزینه‎های عمرانی و سرمایه‎گذاری‎ها دیگر پولی باقی نمی‎ماند. پس غیرمنصفانه است که بگوییم فقط دولت مقصر است.

با وجود این همچنان برخی توپ را به زمین دولت انداخته و او را مقصر اصلی وضعیت فعلی جلوه می‌دهند…

این نکته که عده‌ای فکر می‎کنند  اگر دولت را کوبیدند، نهاد خودشان تقویت می‎شود و اگر یک قوه تضعیف شد قوای دیگر قوی باقی می‎ماند اشتباه است. این بدترین اشتباه استراتژیک کسانی است که به نام دفاع از ولایت بدترین ضربه را به ولایت می‎زنند. نظام مجموعه‎ای است از مردم و مسئولان و نهادها. تضعیف هر یک از اینها تضعیف نظام است. اگر دولت بخوبی بتواند به وعده‎های خود عمل کند، نتیجه کلی آن این است که نظام جمهوری اسلامی نظام موفقی است و چون در رأس این نظام ولایت فقیه قرار دارد به این معناست که ولایت فقیه تئوری خوبی برای اداره کشور است. می‌گویند آقا تنهاست و ایشان را با تنهایی علی (ع) مثال می‎زنند. این افتخار نیست که گفته شود رهبری در ایران تنهاست. چه کسی این را گفته؟ چرا به این موضوع دامن می‎زنند؟ رهبری همه اختیارات کشور را در دست دارد. سه قوه طبق اصل ۵۷ قانون اساسی زیر نظر ایشان است. معنای ناخواسته القای این موضوع این است که رهبری ضعیف است و تدبیر و اداره کشور درست نیست. ما ساختار قانون اساسی مناسبی داریم. اگر همه به درستی عمل کنند و رقابت‌های کودکانه حزبی و دستگاهی و گروهی را کنار بگذارند، حتماً مشکلات کشور برطرف می‌شود.

موضع اصلاح‎طلبان در قبال شرایط فعلی جامعه چیست؟ اصلاح‎طلبان همیشه از ناامیدی مردم بیشتر از اصولگراها ضربه خوردند. مردم وقتی پای رأی بیایند، به نفع جریان شما بوده ولی سرخوردگی اجتماعی و سیاسی مردم، همیشه طیف رقیب شما را به صندلی قدرت رسانده… جنس ناامیدی الان مردم هم از این جنس است؟ یعنی ممکن است از شما روی برگردانند و به سمت رقیب بروند یا نه؛ مردم کلاً از جریانات سیاسی بریدند؟

من فکر می‎کنم شرایط فعلی کشور به گونه‎ای است که صحبت کردن از انتخابات ریاست جمهوری و حتی مجلس آینده خیلی زود است. شرایط کشور اقتضا دارد برای برون‌رفت از بحران کنونی همه دست به دست هم دهیم. بحث اصلاح‎طلب و اصولگرا و سهم‎خواهی و آینده‎نگری برای این جریان موضوع دوم و سوم است. البته خیلی روشن است که جریان ریشه‌دار سیاسی مثل اصلاحات حتماً باید به فکر ترمیم و تحکیم روابط خود با جامعه باشد. اگر یک جریان سیاسی از چشم مردم بیفتد نمی‎تواند نقش‎آفرینی هم داشته باشد. اما امروز وضعیت طوری است که از ایران باید یک صدا به گوش دنیا برسد. برخی کشورهای مرتجع منطقه صدها میلیارد دلار پیشکش ترامپ کرده‌اند تا صرفاً علیه ایران توطئه کند. رسانه‎های خود را هم بکار گرفتند تا مردم را ناامید سازند. در شهرهای ایران حتی اجتماعات سالم و اعتراضات بحق مردم را منحرف می‌کنند. در چنین شرایطی فراتر از اصلاح‎طلبی و اصولگرایی و منفعت جناح‎ها باید همه دور هم بنشینند و کشور را از پیچ تند تاریخی عبور بدهند. ما روزهای سخت‎تر از این را هم داشتیم.

یادم است که در دوران جنگ یک روز در دفتر مهندس موسوی، بودم. تلفن زنگ زد. ایشان آشفته شد. پرسیدم که مهندس خبر خاصی شد؟ گفت مسئول سیلوهای ذخیره گندم خبر داد که امروز ته سیلوها را جارو کشیدند و به نانواها گندم دادند. ما چنین روزهایی را داشتیم و کشور را با هشت میلیارد دلار اداره کردیم که از این میزان دو و نیم میلیارد دلار آن مستقیم صرف جنگ می‎شد. اما مردم متحد بودند. به مسئولان اعتماد داشتند و مسئولان هم صادقانه با مردم حرف می‌زدند. ما امروز هم می‎توانیم این گونه باشیم. همه باید شجاعانه به میدان بیاییم.

اما نگرانی بابت جریان اصلاحات و اصولگرا به شعارهایی بازمی‎گردد که مردم در زمان اعتراضات دی ماه سر داده‌اند؛ همان شعار «اصلاح‎طلب، اصولگرا دیگه تمام ماجرا»…

دو گروه به مثابه دو لبه قیچی علیه جریان اصیل اصلاح‎طلبی و بزرگان اصلاحات و بویژه شخص آقای خاتمی مشغول تخریب و توطئه هستند. یکی از آنها، جریان خارج از کشور و ضدانقلاب و مشخصاً رسانه‌های منافقین هستند. برداشت آنها این است که جریان اصولگرا نفوذ خود را در جامعه از دست داده و جریانی که هنوز نفوذ اجتماعی دارد و بین مردم از محبوبیت برخوردار است و به قول خودشان هنوز می‎تواند سوپاپ اطمینان نظام و نقطه اتکا امید مردم باشد، جریان اصلاحات است.

این یک واقعیت است که آقای خاتمی با اینکه ممنوع‎التصویر و ممنوع‏‌الجلسه و ممنوع الخروج و… بودند اما پخش یک دقیقه کلیپ دعوت ایشان از مردم برای حضور در انتخابات همه تبلیغات انتخاباتی جناح رقیب را بهم ریخت. جریان خارج از کشور که با اساس نظام مخالف هستند و قــــصد بـــرانــدازی نظام را دارند، فکر می‎کنند باید براندازی دو مرحله‎ای را انجام دهند. مرحله اول اینکه اصلاحات را مورد حمله قرار دهند و آن را بی‎اعتبار نزد مردم جلوه دهند و بعد از آن نظام اسلامی را ساقط کنند. آنها به این انگیزه اصلاحات را می‎کوبند و تخریب اصلاحات در کانون توجه آنهاست. فلذا هر اقدامی که آقای خاتمی از سر دلسوزی برای این نظام انجام می‎دهد شروع به هجمه تبلیغاتی علیه او می‎کنند. به موازات آنها جریان افراطی و تندرو در داخل کشور است که براساس برداشت غلطی که از سال ۸۸ شکل گرفته و اصلاحات را منحرف و فتنه‎گر می‎دانند، با انگیزه‎های بعضاً خیرخواهانه و انتقادی یا بعضاً از روی حسادت و احیاناً از سوی عناصر نفوذی دشمن در میان آنان، مدام اصلاح‎طلبان را می‎کوبند و شخصیت‎های بانفوذ و محبوب مردم را تخریب می‎کنند.

البته جریان سومی هم در داخل کشور وجود دارد و آن جوانان تندرو و احساسی اصلاح‎طلب هستند، بدون اینکه از محذوراتی که اصلاح‎طلبان و آقای خاتمی با آن روبه‎رو هستند، مطلع باشند. آنان انتظارات فراتر از توان و یا مصلحت ملی از آقای خاتمی و اصلاحات دارند.

انتظار اینکه جریان اصلاحات با شعار ساختارشکنانه همراهی کند، نادرست است. در حالی که جریان اصلاحات از مطالبات بحق مردم حمایت کرد و چوب این مسأله را هم خورد. اعضای این جریان زندان رفتند و دچار محدودیت شدند. همین الان هم آقای خاتمی ممنوع‎التصویر است.

از نگاه من دشمنان تنها نظام اسلامی را هدف نگرفتند. ایران هدف آنان است. آنها کشور ثروتمند مؤثر در منطقه را نمی‌خواهند. امروز هر ایرانی با شرف و با وجدان از هر حزب و دسته‎ای باید منسجم باشد. اقداماتی که وحدت و انسجام ملی را تضعیف می‎کند، از ناحیه هر کسی باشد غیرقابل قبول است. مثلاً همین قضیه آقای سپنتا نیکنام را در نظر بگیرید. زرتشتیان نجیب در تاریخ ایران و بخصوص در تاریخ انقلاب همواره در کنار ما بودند. اما یک مسأله کوچک محلی را به مسأله بزرگ ملی و چه بسا فراملی تبدیل کردیم. این چه نوع مصلحت‎گرایی است؟ جمهوری اسلامی افتخار داشته در قانون اساسی حق اقلیت‎های دینی را به رسمیت بشناسد چرا این افتخار را نادانسته تخریب می‎کنیم. البته درست است که اصلاح‎طلبان مدتی خودخواسته با جامعه فاصله ارتباطی گرفتند. چون فکر می‎کنند که اگر حرفی بزنند، به جایی برمی‎خورد. اما ما که غرضی نداریم. معتقدم که باید دلسوزانه مشکلات کشور را رصد کنیم و به مسئولان منتقل کنیم. چرا باید رابطه اصلاح‎طلبان با رهبری انقلاب کمرنگ یا قطع باشد؟

الان قطع است؟

عملاً همین است.

مشکل را در اصلاح‎طلبان می‎بینید یا اینکه این وسط افرادی مانع هستند؟

نمی‎خواهم آسیب‎شناسی کنم اما شخصیت بزرگ و متفکر و محبوب اصلاحات مثل آقای خاتمی می‏ تواند با دنیا حرف بزند. ایشان ظرفیتی برای نظام است و هشت سال رئیس جمهوری بود. جمعیت زیادی از اصلاح‎طلبان افرادی تحصیلکرده، توانا و با تجربه هستند که برای حل مشکلات کشور طرح و برنامه دارند. اینها عملاً ارتباط‎شان با حاکمیت قطع است. باید این امکان وجود داشته باشد که دور هم بنشینند و اوضاع کشور را آسیب‌شناسی کنند، راه حل ارائه دهند و آنها را با رهبری انقلاب در میان بگذارند. چه در ملاقات حضوری و چه در نامه‎های دلسوزانه. نمی‎گویم که نامه سرگشاده بنویسند و فضای تبلیغاتی درست کنند. ولی حداقل باید ارتباط وجود داشته باشد. فقط هم رهبری نیست. با قوه‌ قضائیه هم باید جلسه داشته باشند. این قوه بی‎نیاز از دریافت نظرات اصلاحی مردم نیست. اصلاح‎طلبان باید بتوانند با مجلس هم ارتباط داشته باشند. البته در فراکسیون امید نمایندگان جریان اصلاحات را داریم که انتظار بیشتری از آنها می‎رفت. آنها باید شجاعانه وارد کار شوند. بی‎مهری‎ها و بی‎انصافی‎ها را باید تحمل کرد. ما نمی‎توانیم با نظام قهر کنیم. همه درون یک کشتی نشسته‎ایم و آسیب به آن آسیب به همه است.

با توجه به انتقاداتی که نسبت به وضعیت کشور وجود دارد و اکثراً هم این تقصیر را به گردن دولت می‎اندازند، چقدر ترمیم کابینه را راهگشا می‎دانید؟

اینکه فکر کنید معجزه می‎شود و یکسری انسان از کرات دیگر می‎آیند و تحولات اساسی رخ خواهد داد، انتظار بی‌جایی است. خطری که حس می‌کنم، این است که برخی آنچنان به این مطالبه دامن می‎زنند که انگار همه مشکلات به دلیل وجود تعدادی از این آقایان در کابینه رخ داده و اگر اینها رفتند، همه چیز تغییر می‎کند. بالاخره مجموعه مدیران ما در کشور معلومند چه کسانی هستند در عین حال چون این انتظار شکل گرفته و به دلیل روحی و روانی در خود دولت این مسأله مطرح شده، عقیده‌ام این است که اقدام بموقعی است. خوب است که آقای روحانی این کار را زودتر انجام بدهند و افراد شجاع‌تر و هماهنگ‎تری را وارد کابینه کنند. به عنوان عضو سابق دولت از همکاران سابق و امروز دولت خواهش می‎کنم که مقداری جدی‌تر در صحنه باشند و ملاحظه کاری‎ها را کمتر کرده و شجاعانه‎تر به صحنه بیایند.

شما زمانی که در دولت حضور داشتید هم جزو اعضای اصطلاحاً پاشنه‌ور کشیده کابینه بودید، آیا عدم حضور شما در کابینه دوم زمینه دلخوری برای شما فراهم کرده است؟

وقت پرداختن به این موضوع نیست. رئیس ‎جمهوری محاسبات، ملاحظات و اختیاراتی دارد و حق دارد همکاران خود را انتخاب کند و ما هم به انتخاب ایشان احترام گذاشتیم. بنده به عنوان سرباز صفر در خدمت مردم و انقلاب و کشور عزیزمان هستم. همین الان هم پاشنه ما در دفاع از دولت که منتخب مردم است ور کشیده است. هنوز هم وقتی بی انصافی‎هایی را نسبت به دولت روحانی و شخص ایشان می‌بینم، وظیفه خود می‎دانم دفاع کنم. فرقی هم نمی‎کند که در دولت باشم یا نه. البته وظیفه اخلاقی، دینی و انقلابی ماست که در دفاع از حق خصوصاً حقوق اساسی مردم و بویژه اقشار محروم و مستضعف و نیز در دفاع از آرمان‎های بلندی که حضرت امام خمینی و شهدای عالیقدر انقلاب به دنبال تحقق آن بودند، از هیچ کوشش و اقدامی فروگذار نکنیم.

این روزها برخی مسئولان از ضرورت تقویت ارتباط حاکمیت با مردم سخن می‌گویند. به نظر شما این ضرورت ناظر به چه اتفاقاتی در جامعه است؟

متأسفانه این مشکلی است که ما با آن روبه‌رو هستیم. در زمان حیات حضرت امام، هر وقت این آسیب در حال شکل‌گیری بود ایشان با نهیبی که می‎زدند آن را برطرف می‎ساختند. ایشان بارها می‎فرمودند خدماتی را که به مردم می‎دهید به آنها اعلام کنید. بارها می‎شد که اگر از تریبون‎های رسمی اختلاف‎افکنی می‎شد، امام ورود می‎کردند. یادم است که در دوران جنگ، هر وقت فرصتی پیش می‌آمد مرحوم حاج احمد آقا از طرف امام به صورت ناشناس به اقصی نقاط کشور می‎رفتند. خودم یکبار ایشان را با لباس بلوچی در فرودگاه کرمان دیده بودم. می‎رفتند به چابهار و مناطق دور دست و اسکله‎ها و باراندازهای بنادر، لابه‎لای کارگران چند شبی را می‎ماندند تا ببینند حرف‎شان چیست؟ مشکل‎شان چیست؟ و آن را خدمت امام ارائه می‎کردند. مردم زمان جنگ سختی زیادی کشیدند. در عین حال با تمام قدرت پشتیبان مسئولان و نظام بودند. آقای مهندس موسوی برای بازدید از یک سد عازم سفر شد. یکی از دوستان تعریف می‎کرد که ما با هلی‏کوپتر می‎رفتیم و از بالا یکسری سیاه چادر که متعلق به عشایر بود را دیدیم. مهندس گفت که همین جا فرود بیایید. وقتی فرود آمدیم، همه جمع شدند و با مهندس موسوی مشکلات خود را در میان گذاشتند. مهندس خواست سوار هلی‌کوپتر شود که رئیس آن ایل گفت که صبر کنید. رفت و وقتی برگشت، دستمالی را به مهندس داد و گفت که اینها طلاهایی بود که خانم‎های عشایر به من دادند تا برای کمک به جنگ آن را به شما بدهیم. حال اگر ارتباط مردم و مسئولان کشور این گونه باشد، ترامپ هیچ کاری نمی‏ تواند انجام دهد اما اگر هر کسی بخواهد به فکر جیب و زندگی شخصی‌ و باند و گروه خود باشد، طبیعی است که نمی‌توان اعتماد مردم را جلب کرد. مردم که عاشق چشم و ابروی کسی نیستند. از دید من باید همه به ارزش‎های واقعی انقلاب بازگردیم. شعار دادن خیلی آسان است. من می‌توانم چفیه بیندازم و آنقدر شعار بدهم تا گلویم پاره شود. ولی بحث این است که ما در میدان عمل چه مقدار به مردم معتقدیم. تجربه جنگ اگر موفق بود، نباید مغرور شویم و بگوییم که ملت ایران جنگ را پشت سر گذاشت و امروز هم آن را پشت سر می‎گذارد. اگر مثل زمان جنگ فداکار و متحد بودیم و مسئولان نیز همانند آن دوران تمام همت‌شان خدمت به مردم و دفاع از کشور بود و مردم نیز پشتیبان هم بودند حتماً پیروز خواهیم شد. ان تنصرالله ینصرکم. اما اگر در هر یک از این الزامات خللی بیفتد، طبعاً انتظار پیروزی داشتن، خیال واهی است.
در تیر ۲۵, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۷ تیر ۲۲, جمعه




معضل تن فروشی زنان در ایران 


بر اساس تحقیقات دو جامعه شناس ، خانمها ژاله شادی طلب و سلیمی وضعیت تن فروشی در ایران، به سمت آژیرخطر کشیده شده است . در دهه های اخیر با گسترش جوامع سرمایه داری، ظهور تبلیغات و تکنولوژیهای جدید، روحیه لذت طلبی،          تنوع طلبی و 
در نتیجه انحرافات اخلاقی، تن فروشی در جهان افزایش پیدا کرده است و جامعه ایران هم درگیر این بحران شده است . این پدیده در همه دوره های تاریخی و از گذشته وجود داشته و یک بخران و معضل جهانی است . بعد از انقلاب، به ویژه در سالهای اخیر، رشد این قضیه را در تهران و دیگر شهرها میبینیم که به صورت یک چالش و مسله فرهنگی و اجتماعی مطرح است . که در واقع یکی از عوامل عمده آن فقر است و مبارزه برای گسترش اشتغال زنان، یکی از جدی ترین ، راههای مقابله با این معضل است . در مجموع، سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مشکلات، نابسامانیها، سطح فرهنگی و گرایشات مذهبی خانواده، عوامل فردی و خانوادگی هستند که بر این پدیده تاثیرگذارند . امروزه، صنعت فرهنگی به واسطه گسترش تکنولوژیهای ارتباطی به این مسله دامن زده و علاوه بر بعد سودآور آن، تاثیرات زیادی بر فرهنگ جامعه داشته است . در جامعه کنونی فقر به قدری شدت پیدا کرده که برخی از زنان را میبینیم که با اجبار همسر و یا با اجبار والدین برای تامین مخارج زندگی، تن به این کار دادند . از شوهرانی میخواهم صحبت کنم که برای تامین مواد ، زنان خود را در اختیار مردانی قرار میدهند که خود انتخاب کرده اند . اکثر آنها معتاد هستند و یا سابقه اعتیاد دارند و درصد زیادی از آنها همسرشان زندانی هستند . بخشی از آنها ، افراد معتقدی هستند که صیغه میکنند و عده ای هم دختران طرد شده از خانواده ، در قالب خانواده های مذهبی و معتقدی هستند که پس از تن فروشی روی بازگشت به خانه را ندارند .
متاسفانه خیلی لز متاهلهایی را میبینیم که بخاطر مشکلات اقتصادی و فقر، تن به این کار میدهند که کمک خرج خانه باشند . بر اساس آمارهایی که در نشست معاونت زنان ریاست جمهوری ارایه شده، خانم ژاله شادی طلب و مینو محرز و تعدادی دیگر از کارشناسان امور اجتماعی آمارهایی دادند که مشخص کرده جامعه ایران رو به سمت فضایی وحشتناک در حرکت است . و شرایط بد اقتصادی کشور و اجرای دقیق و کامل اسلام ناب محمدی در سالهای اخیر، یکی از دلایل مهم تن فروشی بوده است .
وقتی آمار درستی وجود ندارد پس مبارزه با آن بی نتیجه است و مهم ترین دلیل بی نتیجه بودن آن حکومت است که آنها به جای اینکه با این معضل مبارزه کنند، با زنان عادی که مشکلی ندارند و زندگی معمول خودشان را دارند و احتمالا فقط حجابشان ممکن است مشکل داشته باشد مبارزه میکنند و طبیعی است که وقتی با روشنفکران ، با هنرمندان و مردمی که مشکل ندارند مبارزه میکنند، روز به روز تعداد مجرمان و دزدان بیشتر میشود . توحه به این موضوع در ایران از سوی نهادهای رسمی با نوعی سهل انگاری همراه بوده و جلوی تحقیقات علمی در این زمینه گرفته شده است . و از سوی دیکر ، نتایح تحقیقات ارایه شده با آنچه تا کنون درباره واقعیتهای جامعه ایران تصور میشد تفاوتهایی دارد . و با پاک کردن صورت مسله نه تنها آسیبها، کم نشد بلکه روز به روز بدتر هم میشود . چند سال قبل قانونی تصویب شد مبنی بر اینکه زنان مطلقه و بیوه میتوانند مستمری پدر فوت شده شان را دریافت کنند، به شرط آنکه ازدواج مجدد نکنند . پیش از آن این قانون تنها شامل دختران ازدواج نکرده میشد، در بهمن ماه امسال بدون اطلاع قبلی حقوق 46 هزار زن مستمری بگیر سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح قطع شده و اعلام شد که مشمولان باید ثابت کنند که بیمه جای دیگری نیستند و حقوقی دریافت نمیکنند . اکثر زنان از مستمری سازمان تامین احتماعی محروم شدند . بر اساس تحقیقات حاضر، تاصیرگذاری عوامل زیادی مانند : ضعف وضعیت اقتصادی و فقر که در ایران بیداد  میکند، تحصیلات پایین، فرار از خانه، اعتیاد به مواد مخدر، وضعیت نامناسب خانوادگی مثل: طلاق و جدایی و خشونت والدین، ازدواح توام با اجبار والدین در سنین پایین ، اختلاف سنی زیاد زوجین با یکدیگر در اقدام به تن فروشی نشان داده شده است که مهمترین آن فقر است .
خطهای قرمز کشور آنقدر ؛ در این حوزه زیاد است که متخصصان و کارشناسان نمیدانند چه کنند . در سال 1392 عنوان شد که این معضل، قابل رسیدگی نیست مگر اینکه شاکی خصوصی داشته باشد یا مشهود باشد .
به تفاوت رفتار قانون در مورد این پدیده نگاه میکنیم که بسیاری از زنان هستند که به دلیل داشتن روابط نامشروع، حتی اس ام اس یا بیرون رفتن با مردی دیگر در صورت شکایت همسر، محکوم شدند و دادگاه برای، آنها حد مشخص کرد و یا شلاق خوردند .
چرا تن فروشان در حاشیه امن قانون هستند ؟ چون به صورت پنخانی در کل حامعه پخش هستند و قابل شناسایی نیستند .
این معضل، بعنوان یک آسیب احتماعی از انحرافاتی است که تمامی ابعاد حامعه را تهدید میکند و علاوه بر آثار و پیامدهای منفی، در سطح فردی و خانوادگی، در ابعاد مختلف اقتصادی، احتماعی و فرهنکی معضلات زیادی را برای جامعه دارد . مهمترین آسیبهای این پدیده متوجه هویت زنان است . در جامعه ای که تن فروشی رواج دارد نگاه به زن، یک نگاه جنسی است .
این نگاه از یک طرف تحقیر کردن یک زن را به همراه دارد و از طرف دیگر هویت انسانی و اجتماعی و کرامت اخلاقی و انسانی را تهدید میکند و به نوعی نقض حقوق شهروندی است . اگر بخواهیم با این معضل مبارزه کنیم باید آگاهی دختران جوان را که قربانیان اصلی هستند در جامعه افزایش دهیم . بنابراین ممنوع کردن ازدواجهای زیر 18 سال و ممانعت از ازدواجهای احباری کمک میکند که تا حدی این معضل پایین بیاید . حکومتی که زن ستیزی بخشی از ایدئولوژی رسمی آن شناخته شده است بیشتر مورد حمله این قضایا است . در حالی که این امکان را برای مردان به صورت غیرعلنی میبینیم به شیوه هایی مثل: چند همسری و یا صیغه فراهم کرده و آزاد است .
نظام جمهوری اسلامی متاسفانه فقط به دنبال پنهان کردن این قضایا است و چون آمار آشکاری در مورد این  معضل نداریم پس نمیتوانیم به درستی به دنبال راه حل باشیم که باعث کاهش آن شود .
 مهمترین راهکار بالا بردن سطح آگاهی جامعه علی الخصوص برای زنان ما است و حق حقوق شهروندی شان .
امیدوارم راهی برای این معضل پیدا شود و راهکارهایی از طرف مسئولین ایجاد شود . مانند : طرح نطارت قانونی برای این معضل ، تامین مسائل اقتصادی افرادی که نمیتوانند زندگی را اداره کنند ، غفر زدایی ، کارآفرینی، سامان دادن به دختران فراری، تسهیل کردن ازدواح برای جوانان و راههای بسیار دیکر . و در آخر لپ کلام اینکه : اخترام کذاشتن به حق و حقوق شهروندی و کرامت انسانی که میتواند راه برون رفت را ساده تر و آسان تر کند .

در تیر ۲۲, ۱۳۹۷
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest
پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: پست‌ها (Atom)

سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است .

 سرکوب وکلا در ایران شدت گرفته است سازمان دیدبان حقوق بشر روز پنجشنبه در بیانیه‌ای از “تشدید سرکوب وکلا” در ایران خبر داد. این ساز...

  • آمار عجیب در سرشماری۹۵/ تعداد مردان متاهل از زنان پیشی گرفت! جمعیت شناسهٔ خبر: 4060217 - چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹ جامعه > جوان و خانواده ۶۰ سال پس از انجام نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران، فزونی گرفتن تعداد مردان دارای همسر از زنان متاهل در سرشماری ۹۵ تعجب و پرسش جمعیت‌شناسان و کارشناسان را سبب شده است. خبرگزاری مهر، گروه جامعه- ناصر جعفرزاده: اواخر اسفندماه گذشته بود که امیدعلی پارسا، رئیس مرکز آمار ایران ضمن توضیح کلیاتی از نتایج سرشماری ۹۵، خبر از اعلام نتایج نهایی این سرشماری داد و در ادامه نتایج و جداول سرشماری روی خروجی پایگاه اینترنتی مرکز آمار قرار گرفت. اما نکته قابل توجه در این آمار، فزونی گرفتن تعداد مردان دارای همسر نسبت به زنان دارای همسر بود، مساله ای که طی دهه های اخیر کاملا در شرایط عکس قرار داشت. به طوری که همواره در نتایج سرشماری ها، تعداد زنان دارای همسر اندکی بیش از تعداد مردان دارای همسر بود. اختلافی که عمدتا ناشی از وجود مواردی از چند همسری در میان مردان ایرانی بود. حالا و در سرشماری ۹۵ تعداد مردان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۲۵۹ هزار و ۲۶۹ نفر اعلام شده است در حالی که زنان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۱۴۰ هزار و ۵۲۳ نفر سرشماری شده اند. از آنجا که در شرایط فرهنگی و اعتقادی ایرانیان امکان چند همسری از سوی زنان وجود ندارد، جای سوال این است که چگونه زنان دارای همسر حدود ۱۱۸ هزار نفر کمتر از مردان هستند؟ جمعیت شناسان هیچ توجیه جمعیت شناختی برای توضیح این آمار ندارند و مرکز آمار ایران می گوید جداول نهایی نیست و احتمالا اشتباه شده است. فزونی مردان متاهل نسبت به زنان دارای همسر توجیه جمعیت شناختی ندارد محمد میرزایی جمعیت شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار مهر، در توضیح آمار اعلام شده از سوی مرکز آمار، با بیان اینکه افراد در سرشماری های آماری یا در وضعیت مجرد هستند یا دارای همسر یا بدون همسر در اثر فوت و یا بدون همسر در اثر طلاق هستند و کسی از این وضعیت خارج نیست، گفت: از آنجا که در فرهنگ ما معمولا تک همسری اختلاف پیش آمده در سرشماری ۹۵ الگوی جمعیت شناختی ندارد و به طور طبیعی نباید شاهد چنین آماری باشیم شایع است، بنابراین تعداد مردان دارای همسر در سرشماری‌های مختلف تقریبا برابر با زنان دارای همسر است. البته در این زمینه اختلافی اندک مشاهده می شود که ناشی از تعدد زوجین در بخش کوچکی از مردان است. در سرشماری سال ۸۵ هم مشاهده می‌کنیم که در این شاخص آماری، تعداد زنان دارای همسر حدود ۸۰ هزار نفر بیش از مردان است که طبیعی و معقول است. وی ادامه داد: این اختلاف پیش آمده در سرشماری ۹۵ الگوی جمعیت شناختی ندارد و به طور طبیعی نباید شاهد چنین آماری باشیم. در کشور ما هر مرد دارای همسر دستکم یک همسر دارد و غیر ممکن است تعداد مردان دارای همسر بیش از زنان شود بنابراین این آمار هیچ مبنای جمعیت شناختی ندارد و ناشی از عوامل دیگری است که باید بررسی شود. وی با بیان اینکه باید مرکز آمار در این زمینه توضیح دهد، خاطرنشان کرد: تبیین این مساله نیازمند کنکاش بیشتری است اما در جمعیت شناسی ایران ما چنین وضعیتی را شاهد نیستیم. شهلا کاظمی پور، عضو هیأت علمی مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه هم در گفتگو با خبرنگار مهر، در این مورد تاکید کرد: معمولا در تمام سرشماری‌ها وضعیت پاسخگوها از نظر جنس سواد تاهل و ... مورد پرسش قرار می گیرد. در جمعیت ۱۰ سال به بالا وضع تاهل هم مورد پرسش قرار می گیرد که پاسخگو باید از میان ۴ گزینه وضع خود را بیان کند. این چهار گزینه شامل هرگز ازدواج نکرده، بدون همسر در اثر فوت، بدون همسر در اثر طلاق و دارای همسر است. در وضعیتی هم که در سرشماری اینترنتی یا حضوری کسی به این سوال پاسخ ندهد، در وضعیت «نامشخص» قرار می گیرد که تمامی این آمار در سرشماری ۹۵ اعلام شده است. براین اساس و آنچه اعلام شده در کشور ما در سال ۹۵ حدود ۳۳ میلیون و ۵۶۲ هزار مرد بالای ۱۰ سال وجود دارند که ۲۱ میلیون و ۲۵۹ هزار نفر از آنان دارای همسر هستند. همچنین ۳۲۹ هزار مرد بی همسر بر اثر فوت همسر و ۳۹۹ هزار مرد بی همسر بر اثر طلاق وجود دارند و ۱۷ هزار نفر وضعیت زناشویی خود را اعلام نکرده اند. ۱۱ میلیون ۵۵۷ هزار مرد بالای ۱۰ سال هم هرگز ازدواج نکرده اند. وی ادامه داد: در این سرشماری همچنین ۳۲ میلیون و ۸۵۹ هزار زن سرشماری شده اند که از این تعداد ۲۱ میلیون و ۱۴۰ هزار نفر دارای همسر، ۲ میلیون ۳۹۸ هزار زن بی همسر در اثر فوت همسر و ۷۱۲ هزار هزار زن بی همسر بر اثر طلاق وجود دارند. هشت میلیون ۵۹۶ هزار زن هرگز ازدواج نکرده اند و حدود ۱۰ هزار نفر هم وضعیت خود را اعلام نکرده اند. کاظمی پور ادامه داد: در این آمار شاهد فزونی حدود ۷۰۰ هزار نفری مردان بالای ۱۰ سال نسبت به تعداد زنان بالای ۱۰ سال هستیم که به دلیل نسبت جنسی هنگام تولد یک امر طبیعی است زیرا به ازای هر نوزاد دختر حدود ۱.۳ یا ۱.۴ نوزاد پسر متولد می شود. در کل جمعیت ما اختلافی یک میلیونی در فزونی مردان نسبت به زنان را شاهدیم. از سوی دیگر اختلاف میان مردان بدون همسر بر اثر طلاق و زنان بدون همسر در اثر طلاق هم طبیعی است زیرا مردان پس از جدایی شانس و فرصت بیشتری برای ازدواج دارند اما زنان پس از طلاق شانس کمتری برای ازدواج مجدد دارند و در بیشتر سرشماری‌ها تعداد زنان در این شاخص ۲ برابر مردان است. زنان متاهل کم شماری یا مردان متاهل بیش‌شماری شده‌اند وی با بیان اینکه تاکنون طبق سرشماری‌های گذشته همواره تعداد زنان دارای همسر بیش از مردان بوده، افزود: البته این اختلاف بسیار کم است و هیچگاه بیش از ۱.۲ درصد نشده است و استدلال جمعیت شناختی آن هم براساس وجود چندهمسری توجیه شده است. امسال و در اعلام نتایج احتمال ممکن در این آنار عجیب این است که زنان دارای همسر کم شماری شده باشند. که این کم شماری در سرشماری های اول زیاد بود اما با گذشت ۶۰ سال از تاریخ سرشماری و تجربیات اجرایی خوب، این کم شماری امروز قابل توجیه نیست با این حال ممکن است تعدادی از زنان متاهل سرشماری نشده باشند یا اگر فرم اینترنتی پر کرده اند، ممکن است به این گویه پاسخ نداده یا پاسخ غیر واقعی داده باشند سرشماری تنها یک جدول به وضعیت زناشویی اختصاص یافته که در آن جمعیت مردان متاهل ۱۱۸ هزار نفر بیش از زنان دارای همسر است؛ چیزی که قاعدتا باید برعکس باشد. وی خاطرنشان کرد: آمارهای مختلف سرشماری در حوزه خانواده را زیر و رو کردم اما هنوز دلیل منطقی و قطعی برای آن یافت نشده، با این حال ممکن است چند عامل سبب بروز این اختلاف آماری شده باشد. مهمترین احتمال ممکن این است که زنان دارای همسر کم شماری شده باشند. که این کم شماری در سرشماری های اول زیاد بود اما با گذشت ۶۰ سال از تاریخ سرشماری و تجربیات اجرایی خوب، این کم شماری امروز قابل توجیه نیست با این حال ممکن است تعدادی از زنان متاهل سرشماری نشده باشند یا اگر فرم اینترنتی پر کرده اند، ممکن است به این گویه پاسخ نداده یا پاسخ غیر واقعی داده باشند. زنان در حال جدایی خود را مطلقه اعلام کرده اند یک احتمال دیگر مربوط به واقعه طلاق است. در حال حاضر تعداد زیادی از پرونده های طلاق در دادگاه های کشور در حال رسیدگی است و طبق نتایج سرشماری حدود ۷۰۰ هزار زن هم بر اثر طلاق بدون همسر هستند. در این وضعیت ممکن است تعدادی از زنان در حالی که پرونده آنها در دادگاه است و هنوز حکم طلاق صادر نشده به هر دلیلی خود را فاقد همسر معرفی کرده باشند. اما مردان در شرایط مشابه خود را دارای همسر معرفی کرده اند. وی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین امری دارای سابقه است و در گذشته هم مشاهده شده یا خیر، گفت: چون همیشه تعداد زنان متاهل بیش از مردان متاهل بوده هیچگاه مساله ای نداشته ایم که به دنبال بررسی آن برویم اما حالا که موضوع عکس شده این دلایل احتمالی استخراج می شود. احتمال دیگری هم برای وجود اختلاف غیر طبیعی در فزونی مردان متاهل نسبت به زنان متاهل وجود دارد و آن بیش شماری مردان است. یعنی مردان بیش از تعداد واقعی شمارش شده باشند که این احتمال خیلی ضعیف است. یک احتمال دیگر این است که چون برای نخستین بار سرشماری اینترنتی انجام شده ممکن است گروهی از افراد گزینه مربوط به وضعیت تاهل خود یا اعضای خانواده را جابجا پر کرده باشند. واقعیت جامعه، تقابل یک به یک زن و مردان متاهل است اگر مواردی از چند همسری باشد از سوی مردان است نه زنان. مرکز آمار ایران: جداول غلط است؛ نهایی نشده است فریبا سادات بنی هاشمی، مدیر کل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص تناقضات آماری میان زنان و مردان دارای همسر گفت: جدول ارائه شده هنوز نهایی نشده است زیرا جداول سرشماری به مرور نهایی می شوند. ما قصد داشتیم جدول مورد نظر را از روی سایت برداریم اما قرار دادن و برداشتن جداول از روی سایت کاری زمان بر است. باید اجازه دهید آمار نهایی شود تا بعد در مورد آن صحبت کنیم. وی در پاسخ به اینکه آیا آمار و ارقام مرحله به مرحله به جداول اضافه می شود و در این صورت آیا امکان تغییر آمار جمعیتی وجود دارد؟ گفت: آمار جمعیتی عوض نمی شود اما مشخصات جداول با اطلاعات موجود مقایسه و بررسی می شود و جداول پس از کنترل روی سایت قرار می گیرد که این کمی طول می کشد. مدیر کل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران در مورد اینکه آیا ممکن است تعداد مردان دارای همسر از عدد ۲۱ میلیون و ۲۵۹ هزار نفر کمتر شود؟ خاطرنشان کرد: بله چون بخش تاهل و وضعیت زناشویی هنوز روی سایت به طور کامل قرار نگرفته است و تنها یک جدول روی سایت رفته که قرار است برداشته شود. همچنین ممکن است با آمار ثبت احوال چک شود و تعداد مردان متاهل کمتر شود. آمار درست پس از کنترل روی سایت قرار می گیرد بنی هاشمی در مورد صحت اعدام و ارقام در جدول وضعیت تاهل افراد گفت: این جدول اشتباه است و کنترل نشده روی سایت قرار گرفته است. وی در پاسخ به این سوال که تناقض فقط در این شاخص وجود دارد یا در دیگر شاخصها هم اختلافاتی وجود دارد گفت: در مورد جداولی که روی سایت قرار گرفته اختلاف فقط در این شاخص است اما جداول منتشر نشده ای هستند که در مراحل کنترل و چک هستند. دیگر آمار روی سایت نهایی شده و تغییر نمی کند. مدیر کل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران در توجیه وضعیت پیش آمده و فزونی مردان متاهل نسبت به زنان متاهل افزود: ما با اتباع افغان مواجه هستیم که در سرشماری حضور دارند. این افراد خودشان در ایران هستند و به گزینه ها پاسخ می دهند اما همسرانشان در ایران نیستند به همین دلیل بخشی از اختلاف آماری ناشی از این مساله است. اینها خانواده هایشان در افغانستان هستند اما اعلام می کنند متاهلند. مهاجران افغان عامل سوگیری آمار سرشماری بنی هاشمی در پاسخ به اینکه موضوع اتباع مهاجر افغان که پدیده جدیدی نیست و چرا در گذشته چنین اثری نداشته اند؟ گفت: این یکی از دلایل بود که عنوان شد. باید جداول بررسی شوند و پس از آن دلایل قطعی اعلام خواهد شد. احتمال وجود خطای عمدی در پر کردن پرسش‌های سرشماری وی در مورد احتمال بروز خطا از سوی شهروندان در پر کردن فرم‌های اینترنتی خاطرنشان کرد: البته خطا همواره وجود دارد اما در مورد این پرسش خاص سرشماری، چون پاسخ روشن است احتمال بروز خطا خیلی کم است. مردم می دانند که متاهل هستند یا مجرد و در این زمینه اشتباه نمی کنند مگر اینکه کسی بخواهد عامدانه سوالات سرشماری را به اشتباه پر کند که این نیازمند بررسی های بعدی است. اگر این گونه باشد باید خود را در شاخص‌های دیگر هم نشان دهد چون سوالات ما با دیگر سوالات کنترل می شوند. ممکن است زنانی که هنوز طلاق نگرفته اند خود را مطلقه معرفی کرده باشند مدیر کل دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران در مورد تاثیر پرونده های طلاق بر بروز این خطای آماری گفت: این احتمال هم وجود دارد. اینگونه خطاها ممکن است رخ دهد و افراد در پر کردن زیاد توجه نکنند. بنابراین ممکن است زنانی که هنوز طلاق نگرفته اند خود را مطلقه معرفی کرده باشند. بنی هاشمی در خصوص زمان انتشار آمار درست در این زمینه افزود: ارائه و کنترل آمار به مرور در حال انجام است و وارد سایت می شود. در حال حاضر این جدول خاص و این شاخص مورد نظر غیر قابل اتکاست و قطعی نیست. آمار و نتایج سرشماری چراغ راه برنامه‌ریزی در کشور شش دهه از برگزاری نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران می گذرد و در طول این مرکز آمار: جدول ارائه شده هنوز نهایی نشده است زیرا جداول سرشماری به مرور تکمیل می شوند. قصد داشتیم جدول مورد نظر را از روی سایت برداریم اما قرار دادن و برداشتن جداول از روی سایت کاری زمان بر استسالها آمارها و شاخصهای ارائه شده از نتایج این سرشماری از سوی مرکز آمار ایران همواره چراغ راه تصمیم گیریها و برنامه ریزیهای کشور در سطوح مختلف مدیریتی کشور بوده است. حالا اختلاف در ارائه یک شاخص آماری در سرشماری ۹۵ سبب اظهارنظرهای متفاوت و شاید زیر سوال رفتن مبنای آمارها در تنها سرشماری عمومی نفوس و مسکن اینترنتی کشور شده است. به اعتقاد کارشناسان آمار مهمترین ابزار برنامه ریزی در دنیایی است که با زبان عدد و رقم صحبت می کند در این شرایط ارائه آمار غیر کارشناسی و غیر واقعی تنها سبب گمراه شدن اذهان شهروندان و کارشناسان می شود.
    آمار عجیب در سرشماری۹۵/ تعداد مردان متاهل از زنان پیشی گرفت! شناسهٔ خبر: 4060217 -  چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹ جامعه  > ...
  • زنگ خطر شروع اعتیاد در زنان به صدا درآمد
      زنگ خطر شروع اعتیاد در زنان به صدا درآمد معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور گفت: سن شروع مصرف ...
  • اولیای دم رضایت دهند، کلیه‌ام را اهدا می‌کنم
    عامل قتل پدر و برادر در جلسه دادگاه: اولیای دم رضایت دهند، کلیه‌ام را اهدا می‌کنم مردی جوان که در تلافی خودکشی مادرش، پدر خود را به ...

جستجوی این وبلاگ

درباره من

Unknown
مشاهده نمایه کامل من

پیوندها

  • کمپین یک میلیون امضا
  • کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
  • شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2018 (52)
    • دسامبر 2018 (2)
    • اکتبر 2018 (2)
    • سپتامبر 2018 (4)
    • اوت 2018 (3)
    • ژوئیهٔ 2018 (7)
    • ژوئن 2018 (2)
    • مهٔ 2018 (6)
    • آوریل 2018 (6)
    • مارس 2018 (6)
    • فوریهٔ 2018 (8)
    • ژانویهٔ 2018 (6)
  • ◄  2017 (175)
    • دسامبر 2017 (15)
    • نوامبر 2017 (17)
    • اکتبر 2017 (15)
    • سپتامبر 2017 (30)
    • اوت 2017 (61)
    • ژوئیهٔ 2017 (13)
    • ژوئن 2017 (2)
    • مهٔ 2017 (6)
    • آوریل 2017 (5)
    • مارس 2017 (2)
    • فوریهٔ 2017 (4)
    • ژانویهٔ 2017 (5)
  • ◄  2016 (42)
    • دسامبر 2016 (2)
    • نوامبر 2016 (12)
    • اکتبر 2016 (2)
    • سپتامبر 2016 (8)
    • اوت 2016 (4)
    • ژوئیهٔ 2016 (14)

برچسب‌ها

  • اسيد پاشى
  • اعدام
  • حقوق بشر
  • خودكشى
  • دانشجو
  • زنان
  • عرفان حلقه
  • كودك
  • محيط زيست
  • مسیحیان
  • مقاله
  • نقص حقوق بشر
زمینه پنجره عکس. با پشتیبانی Blogger.